اجتماعی
کد مطلب: 82810
10:40
10 تیر 1399

فلسفه آب در سرزمین ایران (بخش سوم)

حسین زمانی- پژوهشگر حقوق و سیاست آب

زیست آنلاین: برای درک جهان، فلسفه لازم است. خواه این فلسفه از طبیعت سخن بگوید و خواه به ماورای طبیعت بپردازد. تبدیل مفهومی محلی به مسئله ای اجتماعی، روندی بسیار طولانی و پرفراز و نشیب در طول تاریخ تمدن بشری بوده است. آب یکی از مهم ترین منابع طبیعت است که از قالب مادی خود درآمده و ماهیت تاریخی-اجتماعی به خود گرفته است.

مرزها، واقعیتی ملموس در عصر حاضر است که تعیین کننده تمام سیاست هاست؛ چه در امور داخلی یک کشور که اقتصاد و فرهنگ و امنیت و مانند اینها را سازماندهی می کند و چه در امور خارجی که رابطه بین دولت ها با یکدیگر را بنا می نماید. ولی این واقعیت بلاشک دنیای امروز که حاصل کشمکش های اروپاییان و معاهده وستفالی و وجه تمایز ملت-دولت هاست، در دنیای قدیم و مشرق زمین، اعتباری نداشت. سرزمین ها و مردم ساکن آن دست به دست می گشتند، گاه متعلق به این حاکم بودند و گاه از آنِ فرمانروایی دیگر. امکان داشت در یک شبانه روز، مالکیت سرزمین تغییر یابد و شهر و روستایی، شبانگاه متعلق به حکومتی باشد و صبح هنگام جزو قلمرو فاتحان جدید قرار گیرد. از این رو بود که سرزمین های تحت حاکمیت، مملکت نامیده می شد که از واژگان ملک و مالکیت نشأت می گرفت و ساکنان آن نه واجد شخصیت حقیقی یا حقوقی بودند و نه منابع طبیعی و غیرطبیعی آن، مالکیت غیرقابل تعرض داشت؛ هر چه بود مایملک حاکم و فرمانروا بود. بارها اتفاق می افتاد که مردم در طول عمرشان، جان و مال خود را در تصرف و تملک فرمانروایان متعدد می یافتند.

زندگی کوچ نشینی و عشایری تا حدود زیادی تعلق خاطری به زمین ایجاد نمی کرد و هر جا که مراتعی پرنعمت و آبی برای آبشخور دامها فراهم بود، اقامتگاه موقتی کوچ نشینان دامدار محسوب می شد. یکجانشینی بود که فقط در محدوده ای کوچک برای ساکنان یک شهر و روستا، علاقه ای پدید آورد و دسترسی به آب و خاک را جزو دغدغه های افراد قرار داد. به جز آیین یهودیت که دینی با گسترش بسیار کم و محدود به قومی خاص بوده است و دینداران آن همواره تحت تسلط فرمانراوایی های مختلف می زیستند، کمتر مکتب یا حکومتی دیده شده است که بتواند یا حتی بخواهد مردم را تحت عنوان واحد منسجم و متمایز از لحاظ تاریخی-اجتماعی با دغدغه هایی مشترک درآورد و حقوق و تکالیفی معین تعریف نماید. در اساس، انسان ها کم اهمیت ترین موجودات ممالک بودند و آنچه اهمیت داشت اموال و عوامل ایجاد کننده ثروت یعنی آب و خاک بود.

نقطه عطف تبدیل آب به مسئله ای تاریخی-اجتماعی که آن را از حدود روستاها و شهرها و اقوام فراتر برد و به دغدغه و مسئله ای مشترک تبدیل کرد، ابداع مفهوم جدیدی فارغ از حکومت ها و سرزمین ها بود که بُعد اجتماعی آن چنان پررنگ می نمود که سابقه ای در تاریخ بشر نمی توان سراغ گرفت و تا دوران معاصر که مفهوم ملت-دولت اختراع شد، بدیلی برای آن وجود نداشت. امت مفهوم جدیدی در تاریخ بود که توسط دین اسلام ابداع و معرفی شد و دغدغه های مبتلابه جوامع خرد و کوچک را که گاه باعث ایجاد تعارض های خونین می شد، در قالب مسئله ای اجتماعی-حقوقی درآورد که ابعادی فراگیر در بین مسلمانان داشت. از شرق تا غرب این مجموعه عظیم که تحت عنوان امت اسلام نامیده می شد، حقوقی تقریبا یکسانی در قالب فقه اعمال می شد. فقه نوآوری فراگیر اسلام در ایجاد و اجرای قانون بود که با بهره گیری از شرع، موضوعات عرفی را نظام مند می نمود. دنیای مسیحیت و مکاتب غیرابراهیمی گرچه در ظاهر مجموعه های بزرگی را در طول تاریخ ایجاد نموده اند ولی به دلیل نداشتن ابتکاری قانونگذاری جامع و اجتماعی فقهی، رسوم محلی و دستور فرمانروایان بود که روابط مردم را تعیین می کرد و با عوض شدن حکام، مسیری متفاوت و گاه متناقض در پیش می گرفت. آب و نحوه مالکیت و بهره برداری از آن، یکی از مهم ترین موضوعاتی بود که با ظهور اسلام و ابداع مفهوم امت، به صورت مسئله ای اجتماعی انسجام یافت و بر رفتار تاریخی ساکنان دنیای اسلام تأثیر ماندگاری گذاشت. (ادامه دارد)


اخبار مرتبط
همرسانی
لینک کوتاه:



برچسب ها

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.