تازهترین پژوهش علمی منتشرشده از سوی اساتید دانشگاه شیراز و فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که تکیه بر الگوی مخاطرهآمیز «غلبه بر طبیعت»، نهتنها بهای تمامشده هر مترمکعب آب در فلات مرکزی را به بیش از ۶ یورو رسانده و رقابتپذیری صنایع سنگین را مختل میکند، بلکه با پمپاژ روزانه هزاران تن نمک به بستر خلیج فارس و تحمیل مصرف سرسامآور انرژی، پیآمدهای جبرانناپذیری بر پایداری اقلیمی و امنیتی کشور برجای میگذارد.
به گزارش
زیست آنلاین،بر اساس این گزارش علمی که توسط مسعود نوشادی و علیرضا سپاسخواه در نشریه «پژوهشهای راهبردی در علوم کشاورزی و منابع طبیعی» منتشر شده است، تفکر مهندسی سازهای حاکم بر این طرحها، به جای بازنگری در مکانیابی صنایع آببر و رعایت اصول آمایش سرزمین، سرمایههای کلان ملی را درگیر شبکهای پرهزینه از خطوط پمپاژ فرامنطقهای کرده است. بررسی چهار ابرپروژه سراسری برای انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به استانهای مرکزی نظیر کرمان، یزد، اصفهان و خراسانها حاکی از آن است که حتی با تحقق این شبکهها، همچنان صدها میلیون مترمکعب کسری مخازن پابرجا خواهد ماند.
نویسندگان این مقاله با اشاره به ابعاد اقتصادی طرح تصریح میکنند که هزینه پمپاژ آب به ارتفاعات بیش از ۱۰۰۰ متر از سطح دریا، قیمت تحویل آب به صنایع را به رقمی غیرقابلرقابت بدل ساخته و هزینه مصرفی آب در تولید هر کیلوگرم فولاد را به حدود ۱.۵ یورو میرساند. علاوه بر بار مالی سنگین، فرآیند نمکزدایی (اسمز معکوس) و پمپاژ طولانیمدت، نیازمند ظرفیت عظیمی از انرژی الکتریکی است که در شرایط ناترازی برق کشور، به ناچار با سوزاندن سوختهای فسیلی و انتشار تصاعدی گازهای گلخانهای تأمین میشود.
از منظر بومشناختی، وضعیت نیمهبسته خلیج فارس با عمق کم و تبخیر بالا، آن را در برابر تخلیه روزانه شورابهها بسیار آسیبپذیر کرده است؛ به طوری که تزریق مقادیر انبوه نمک خالص به این حوضه، شاخصهای شوری و دمای آب را به شدت دگرگون کرده و حیات صخرههای مرجانی و علفهای دریایی را با خطر انقراض روبهرو میسازد. در حوزه پدافند غیرعامل نیز، تمرکز شریانهای حیاتی در خطوط لوله طویل از مناطق لرزهخیز، ضریب آسیبپذیری زیرساختی کشور را به شدت افزایش میدهد.
پژوهشگران در پایان با تأکید بر اینکه شیرینسازی و انتقال آب دریا باید آخرین سنگر تصمیمگیران باشد، راهکارهای جایگزین و بومسازگار نظیر بهرهبرداری از سفرههای آب شور درونسرزمینی، تصفیه و بازچرخانی پسابهای شهری (با هزینهای معادل یکپمپر شوریزدایی دریا) و اصلاح شبکههای فرسوده توزیع آب را به عنوان اولویتهای فوری مدیریت منابع آب کشور پیشنهاد کردهاند./ایرنا
زمینه خبر
بحران مزمن کمآبی و تشدید فرونشست زمین در پهنههای خشک و نیمهخشک فلات مرکزی ایران، سیاستگذاران بخش آب و صنعت را در دهههای اخیر به سمت اجرای پروژههای کلان انتقال آب از کرانههای جنوب سوق داده است. با این حال، جانمایی صنایع آببر سنگین همچون فولاد و پتروشیمی در مناطق خشک بدون رعایت دقیق سند آمایش سرزمین، ناترازیهای خودساختهای را پدید آورده که تلاش برای جبران آنها از طریق جابهجایی مکانیکی آب دریا، چالشهای سنگین اقتصادی، امنیتی و زیستمحیطی به دنبال داشته است. در همین راستا، جامعه علمی و پژوهشی کشور با انتشار نقدها و مطالعات راهبردی، ضرورت بازنگری در الگوهای سنتی مدیریت منابع آب، مهار تقاضا و تمرکز بر ظرفیتهای درونسرزمینی مانند پسابها و آبهای شور بومی را به عنوان راهکار پایدار برونرفت از بحران مطرح میکنند.