با ورود به آستانه سال آبی جدید، اخبار اقلیمی و گمانهزنیها پیرامون ورود امواج بارشی فراتر از نرمال، فضای رسانهای و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داده است. ارزیابی مدلهای دینامیکی و بولتنهای دیدبانی سازمان هواشناسی کشور و مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی نشان میدهد که سامانههای بزرگمقیاس جوی و اقیانوسی-بهویژه شکلگیری فاز فعال النینو -احتمال رخداد بارشهای فراتر از نرمال را در نیمه اول پاییز (بهویژه بازه نیمه مهر تا نیمه آذر) به بالای ۷۰ درصد رساندهاند. با این حال، یک سوءبرداشت ساختاری همواره مدیریت منابع کشور را تهدید میکند: تقلیل پیامدهای بارشهای سنگین به رفع خشکسالی و نادیده گرفتن تهدید توامان «سیلابهای متمرکز زودهنگام» و «بحران ناترازی انرژی زمستانه».
پرسش بنیادین این است: آیا زیرساختهای مهندسی، آبگیرها، سدهای مخزنی و شبکه توزیع سوخت کشور برای رویارویی با سناریوهای اقلیمی پیشرو آمادگی واقعی دارند یا بار دیگر در چرخه تکراری انفعال و غافلگیری گرفتار خواهیم شد؟
۱-کالبدشکافی رژیم بارش؛ ناهنجاری دمایی و تغییر ماهیت بارش
پیشبینیهای فصلی موثق حاکی از آن است که اگرچه میانگین بارش تجمعی پاییز در زاگرس غربی، حوضه کارون، کرخه و حتی برخی دامنههای البرز فراتر از میانگین بلندمدت برآورد میشود، اما همزمان ناهنجاری مثبت دمایی (۱ تا ۲ درجه گرمتر از نرمال در ماه نخست پاییز) حاکم خواهد بود. این عدمتطابق حرارتی دو پیامد فنی-هیدرولوژیکی بحرانی در پی دارد:
تغییر فاز بارش از برف به باران: در حوضههای آبریز مرتفع زاگرس و البرز که در دهههای گذشته روانآب پاییزه بهصورت انباشت برف ذخیره میشد، سهم غالب بارشها در پاییز امسال بهشکل رگبارهای شدید بارانی ظاهر خواهد شد. نتیجه مستقیم این فرآیند، کاهش زمان تمرکز حوضه و افزایش چشمگیر ضریب روانآب است.
شکلگیری پیک سیلابی زودهنگام: خاک تشنه ناشی از سالها خشکسالی متوالی، پوشش گیاهی تخریبشده و رسوبگذاری شدید در بستر آبراههها سبب میشود رگبارهای همرفتی متمرکز بهسرعت به روانآب مخرب و سیلابهای رسوبزا در استانهای غربی و جنوبغربی (خوزستان، ایلام، لرستان و کرمانشاه) تبدیل شوند.
۲- چالش بهرهبرداری از سدها؛ معمای حجم خالی در برابر مهار سیلاب
در حوزه مدیریت منابع آب و بهرهبرداری از نیروگاههای برقآبی، سدسازان و مدیران حوضه آبریز با یک پارادوکس فنی مواجهاند:
از یکسو، خشکسالیهای پیاپی، مدیران مخازن را وادار به ذخیرهسازی حداکثری هر قطره آب ورودی برای تأمین آب شرب و کشاورزی پایاب میکند.
از سوی دیگر، سناریوهای پیشبینی هیدرومتئورولوژی هشدار میدهند که مخازن راهبردی زاگرس باید ظرفیت خالی (Flood Control Pool) قابلتوجهی برای تسکین اوج سیلابهای رگباری در آبان و آذر حفظ کنند.
تأخیر در تعریف احجام دینامیک تسکین سیل و تکیه بر مدلهای ایستا میتواند ریسک سرریزهای کنترلنشده و خسارت سنگین به تأسیسات پاییندست را مشابه تجربه سیلابهای ۱۳۹۸ بازتولید کند. علاوه بر این، حجم انبوه واریزههای شناور و بار رسوبی سنگین ناشی از فرسایش سطحی، خطر انسداد حوضچههای آرامش، دریچههای تخلیه کننده تحتانی و شفتهای آبگیر نیروگاههای برقابی را مضاعف میسازد.
۳. تله ادراکی زمستان، تشدید ناترازی گاز و نیروگاههای برقابی
خوشبینی ناشی از پاییز پربارش نباید منجر به آرامش کاذب در مدیریت بخش انرژی شود. طبق تحلیل اقلیمی، پیشبینیهای زمستان از عدمقطعیت هیدرولوژیکی بالاتری برخوردارند و تعدیل دما در ماههای دی و بهمن با نفوذ امواج چرخندی و فرارفت هوای قطبی همراه خواهد شد.
تحلیل حساسیت سیستم انرژی نشان میدهد به ازای هر یک درجه کاهش دما در گستره ملی، مصرف روزانه گاز خانگی و تجاری بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون مترمکعب جهش مییابد. در شرایطی که ناترازی گاز کشور در فصول سرد سال به بیش از ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز میرسد، افت دمایی حتی کوتاهمدت به معنی قطع گاز نیروگاههای حرارتی و صنایع عمده و روی آوردن به سوخت مایع (گازوئیل و مازوت) است.
در این میان، نیروگاههای برقآبی باید نقش کلیدی در کنترل فرکانس شبکه و جبران اوج بار ایفا کنند. اما اگر در پاییز بهدلیل ترس از خشکسالی یا عدم مدیریت یکپارچه جریان ورودی، آب به درستی در مخازن تراز نشده باشد یا تخلیههای اضطراری رخ داده باشد، شبکه برق از انعطافپذیری ظرفیتهای برقآبی در روزهای تاریک و سرد زمستان محروم خواهد شد.
۴. سطح آسیبپذیری زیرساختهای شهری و راهها
در سطح مدیریت بحران شهری و زیرساختهای مواصلاتی، نشانههای آمادگی همتراز با مخاطرات احتمالی نیست:
تخلیه ناقص و لایروبی قطرهچکانی مسیلها: رسوبگرفتگی کانالها، مسیلهای تقاطعی و پلهای شهری در کلانشهرهایی مانند تهران، اهواز، شیراز و خرمآباد به مرز بحرانی رسیده است.
فقدان تابآوری زهکشی شهری: سیستمهای جمعآوری آبهای سطحی برای دوره بازگشتهای کوتاهمدت (معمولاً ۲ تا ۵ سال) طراحی شدهاند، در حالی که الگوی بارندگی ناشی از تغییر اقلیم به سمت رویدادهای حدی با دوره بازگشت ۵۰ تا ۱۰۰ سال میل کرده است.
شکنندگی شریانهای کوهستانی: گردنههای مواصلاتی زاگرس و البرز در معرض خطر مضاعف زمینلغزشهای ناشی از اشباع ناگهانی خاک و آبشستگی پایههای پلها قرار دارند.
چه باید کرد؟ نقشه راه فوری تابآوری پیش از آغاز بحران
پاسخ به اینکه «آیا آمادهایم؟» در وضعیت فعلی منفی است؛ اما با اتخاذ تدابیر پیشگیرانه و غیرسازهای در هفتههای اندک باقیمانده میتوان اثرات مخرب را مهار و تهدید را به فرصت بدل ساخت:
مدیریت سناریومحور مخازن سدها: جایگزینی قواعد بهرهبرداری سنتی با سیستمهای پایش و پیشبینی برخط جریان سطحی (Real-time Flood Forecasting). شرکتهای آب منطقهای و توسعه منابع آب و نیروی ایران باید منحنیهای فرمان مخازن را با پذیرش ریسک حسابشده بازبینی کرده و تخلیه پیشدستانه (Pre-releases) را برای ایجاد حجم مهار سیل آغاز کنند.
عملیات ضربتی لایروبی و بازگشایی گلوگاهها: صدور احکام قضایی سریع برای قلعوقمع تصرفات در حریم و بستر رودخانهها و آغاز مانور سراسری پاکسازی دهانه پلها و مسیلها توسط شهرداریها و سازمان راهداری تا پیش از دهه سوم مهرماه.
همگرایی دیسپاچینگ آب و برق: ایجاد اتاق پایش مشترک میان شرکت مدیریت منابع آب و دیسپاچینگ ملی گاز و برق بهمنظور هماهنگی دقیق بیلان آب پشت توربینها با نیازهای پیک شبکه در روزهای ناترازی گاز.
تغذیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی: انحراف ایمن سیلابهای مازاد در دشتهای مستعد بهسوی حوضچههای تغذیه مصنوعی برای ترمیم بحران فرونشست زمین؛ پیش از آنکه روانآبهای ارزشمند تخریب به بار آورند و از دسترس خارج شوند.
جمعبندی
کشور در آستانه پاییز و زمستانی قرار دارد . فرصت بارشهای فرانرمال تنها زمانی به برکت پایدار تبدیل میشود که مهندسی آب و زیرساختهای انرژی در چارچوب یک مدیریت بههمپیوسته عمل کنند. فرصت اصلی پیشرو، تبدیل بخشی از بارشهای احتمالی به ذخیره مفید آب، کاهش فشار بر سفرههای زیرزمینی و تقویت تولید برقآبی است. تهدید اصلی نیز آن است که بارشهای متمرکز، به جای جبران کمآبی، به سیلاب و خسارت تبدیل شوند و همزمان یک موج سرمای زمستانی، ناترازی گاز و برق را تشدید کند. پاییز و زمستان امسال بیش از آنکه آزمون پیشبینی هوا باشد، آزمون کیفیت حکمرانی آب، انرژی و مدیریت ریسک در کشور است.