به گزارش
زیست آنلاین،خبر کوتاه اما تکاندهنده بود: «۵ هکتار دیگر به پهنه دفع زباله سراوان اضافه میشود.» در حالی که دهههاست فریاد استمداد جنگلهای سراوان از زیر بار هزاران تن زباله و رودخانههای شیرابه شنیده میشود، تصمیم اخیر برای توسعه این سایت، علامت سؤال بزرگی را در برابر کارآمدی مدیریت پسماند و حفاظت از منابع ملی قرار داده است. اما ریشه این تصمیم کجاست؟ آرش رئیسی، پژوهشگر اقتصاد محیطزیست، در این گفتوگو پرده از یک خطای محاسباتی سیستماتیک برمیدارد؛ خطایی که در آن « ارزش خدمات اکوسیسنمی جنگل» نادیده گرفته شده و زمینهای منابع طبیعی به عنوان «اراضی رایگان» قربانی سوءمدیریت شهری میشوند.
جنگل رایگان نیست؛ فریبِ ارزیابیهای مالی در شهرداری
آرش رئیسی معتقد است ریشه فاجعه سراوان در نگاه صرفاً «مالی» به جای نگاه «اقتصادی» است. او میگوید: «در نظام فنی و اجرایی کشور، ما بین ارزیابی مالی و اقتصادی تفاوت داریم. ارزیابی مالی فقط جیب دستگاه مجری (مثلاً شهرداری) را میبیند. شهرداری به سراوان به چشم یک زمین دولتی و رایگان نگاه میکند که هیچ هزینه خریدی ندارد، پس برایش ارزانترین جا برای ریختن زباله است. اما از دیدگاه ملی و “اقتصاد محیطزیست”، این زمین نه تنها رایگان نیست، بلکه گرانبهاست.»
خدمات اکوسیستمی؛ ثروتی که در محاسبات «صفر» فرض شد
نکته کلیدی که رئیسی بر آن پای میفشارد، عدم ارزشگذاری خدماتی است که جنگل به طور طبیعی ارائه میدهد. او تشریح میکند: «جنگل سراوان فقط چوب و درخت نیست؛ این اکوسیستم خدماتی چون تنظیم آبوهوا، ترسیب کربن، حفاظت از آب و خاک و حفظ تنوع زیستی را ارائه میدهد. چون برای این خدمات در بازار قیمتی تعیین نشده و سازمان محیطزیست هم وظیفه قانونی خود را در ارزشگذاری آنها انجام نداده، تصمیمگیرنده به راحتی اجازه میدهد ۵ هکتار دیگر از این کارخانه طبیعی تولید اکسیژن و آب، به زبالهدانی تبدیل شود.»
شیرابه؛ بمب ساعتی در سفرههای زیرزمینی گیلان
یکی از هولناکترین بخشهای گفتههای این پژوهشگر، آمار تولید شیرابه است. رئیسی هشدار میدهد: «هر تن زباله در سراوان ۴۰۰ لیتر شیرابه سمی تولید میکند. این سموم مستقیماً به منابع آب نفوذ کرده، وارد رودخانههای زرجوب و گوهررود شده و در نهایت تالاب انزلی را نابود میکنند. وقتی ارزش این آب و هزینههای درمان بیماریهای گوارشی، پوستی و تنفسی ناشی از این آلودگی در ارزیابی پروژه دیده نشود، توسعه سراوان منطقی به نظر میرسد، در حالی که این یک فاجعه اقتصادی برای سلامت جامعه است.»
چرا توسعه ۵ هکتاری، نقض صریح عدالت محیطزیستی است؟
رئیسی با انتقاد از رویکرد توسعهای فعلی میگوید: «این ۵ هکتار جدید یعنی نابودی بیشتر تعادل بومشناختی جنگلهای هیرکانی. ما با این کار، حق نسلهای آینده را خرج سوءمدیریت امروز خود میکنیم. خدمات اکوسیستمی متعلق به آیندگان است و نابودی آنها برای دفع ارزانقیمت زباله، با هیچ ترازوی عدالتی سازگار نیست. اگر ارزش واقعی خسارت به مزارع، کاهش کیفیت محصولات کشاورزی و از بین رفتن منظر طبیعی محاسبه میشد، هزینه واقعی این ۵ هکتار سر به فلک میکشید.»
بنبست فناوری؛ زبالهسوزهایی که فقط روی کاغذ ماندند
این پژوهشگر اقتصاد محیطزیست به سابقه ۳۰ ساله وعدههای اجرا نشده اشاره کرده و میگوید: «در مناطق شمالی که قیمت زمین و ارزش اکولوژیک آن بسیار بالاست، دفن زباله بدترین گزینه است. فناوریهایی مثل زبالهسوز استاندارد، تفکیک از مبدأ و کارخانه کمپوست باید سالها پیش جایگزین سراوان میشدند. اما چون هزینه تخریب جنگل در محاسبات ما “صفر” است، هیچوقت انگیزهای برای رفتن به سمت فناوریهای گرانتر اما پاکتر وجود نداشته است.»
سازمان محیطزیست؛ از انفعال تا ضعف دانش اقتصادی
بخش بزرگی از انتقادات آرش رئیسی متوجه سازمان حفاظت محیطزیست است. او تأکید میکند: «طبق قانون، سازمان موظف به ارزشگذاری اقتصادی محیطزیست بوده است، اما این حوزه در سازمان به یک دفتر کوچک و بیاثر تبدیل شده است. دانش اقتصادی در این سازمان پایین است و تا زمانی که محیطزیست نتواند با زبان اعداد و ارقام از منافع ملی دفاع کند، پروژههای مخرب با ماتریسهای ساده و صوری تأیید میشوند. جریمههای فعلی هم کم اثر هستند؛ وقتی ارزش یک هکتار جنگل هیرکانی دیده نمیشود، جریمههای چند میلیاردی بازدارنده نخواهند بود.»
هشدار نهایی: این راه به ترکستان است
رئیسی در پایان با اشاره به پروژههای دیگری مانند نیروگاههای خورشیدی روی تالابهای زنده، هشدار میدهد که این نگاه ابزاری و فاقد ارزیابی اقتصادی به محیطزیست، در حال گسترش است. او میگوید: «بدون ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی، ما در حال حراج منابع ملی هستیم. توسعه ۵ هکتاری سراوان، تکرار یک خطای تاریخی است که هزینه آن را نه شهرداری، بلکه سلامت مردم گیلان و تاریخ ایران خواهد پرداخت. به قول معروف: ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی، این ره که تو میروی به ترکستان است.»