به گزارش
زیست آنلاین،سالها این تصور در میان افکار عمومی و حتی برخی سیاستگذاران وجود داشت که خانوارهای ثروتمند، به دلیل سکونت در خانههای بزرگ، ویلاها و استفاده از امکاناتی مانند استخر، سهم اصلی را در مصرف بالای انرژی دارند. با این حال، دادههای جدید تصویری متفاوت از الگوی مصرف گاز در کشور ارائه میکند.
بر اساس بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس، الگوی مصرف گاز طبیعی در میان گروههای مختلف درآمدی تفاوت چشمگیری ندارد و فاصله میانگین مصرف بین صدکهای رفاهی تنها حدود ۱۰ درصد است. حتی در این میان، خانوارهای کمدرآمد در برخی موارد اندکی بیش از خانوارهای برخوردارتر گاز مصرف کردهاند. این یافته نشان میدهد که بخش عمده مصرف گاز کشور به طیف وسیعی از خانوارها مربوط است و نمیتوان ناترازی انرژی را صرفاً به مصرف رفاهی دهکهای بالا نسبت داد.
البته کارشناسان تأکید میکنند که مصرف بسیار بالای انرژی در میان ثروتمندترین اقشار نیز وجود دارد، اما این الگو عمدتاً در بالاترین سطوح رفاهی دیده میشود؛ گروهی بسیار محدود که سهم اندکی از کل جمعیت کشور را تشکیل میدهند. بنابراین تمرکز صرف بر این بخش، نمیتواند راهحل اصلی مسئله ناترازی انرژی باشد.
نکته مهمتر، مصرف بالاتر انرژی در واحد سطح زیربنا توسط خانوارهای کمدرآمد است. بررسیها نشان میدهد دهک اول درآمدی برای گرمایش هر متر مربع از خانه، به طور متوسط ۳۵ درصد بیشتر از دهک آخر گاز مصرف میکند. این تفاوت، بیش از هر چیز به کیفیت پایین ساختمانها، فرسودگی بافتهای مسکونی و استفاده از وسایل گرمایشی کمبازده مربوط است.
مطالعات انجامشده در محلات مختلف شهری نیز این موضوع را تأیید میکند. محلههای قدیمی و فرسوده که معمولاً محل سکونت خانوارهای کمبرخوردار هستند، در مقایسه با مناطق نوساز و حتی برخی محلههای دارای واحدهای بزرگتر، مصرف گاز بالاتری دارند. به بیان دیگر، مصرف بیشتر لزوماً نشانه رفاه نیست، بلکه در بسیاری موارد نشانه فقر انرژی و ناکارآمدی زیرساختهای مسکونی است.
این الگو فقط به ایران محدود نمیشود. گزارشهای بینالمللی نیز نشان میدهد در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، خانوارهای فقیر به دلیل سکونت در خانههای کمکیفیت و دسترسی محدود به تجهیزات پربازده، انرژی بیشتری مصرف میکنند. برای نمونه، در بریتانیا گزارشهای رسمی حاکی از آن است که خانوارهای کمدرآمد، بهویژه در مناطق روستایی، به دلیل ضعف عایقکاری و تجهیزات گرمایشی ناکارآمد، مصرف انرژی بالاتری دارند.
در آمریکا نیز بررسیهای شورای بهرهوری انرژی نشان داده است که خانوارهای کمبرخوردار برای گرمایش یا سرمایش هر واحد سطح، انرژی بیشتری نسبت به خانوارهای مرفه مصرف میکنند. این یافتهها نشان میدهد رابطه میان فقر و مصرف غیربهینه انرژی، یک مسئله ساختاری و جهانی است.
کارشناسان بر این باورند که در چنین شرایطی، سیاستگذاری در حوزه مدیریت مصرف انرژی باید همه اقشار را دربر بگیرد، اما اولویت را به دهکهای کمدرآمد بدهد. از این منظر، افزایش شدید قیمت حاملهای انرژی یا سیاستهای شوکدرمانی، نهتنها لزوماً به کاهش مصرف منجر نمیشود، بلکه میتواند فشار معیشتی بیشتری بر خانوارهایی وارد کند که اساساً امکان کاهش مصرف را به دلیل شرایط نامناسب محل سکونت خود ندارند.
راهکار اصلی، حرکت به سمت بهینهسازی گسترده در بخش خانگی است؛ از نوسازی ساختمانهای فرسوده و اجرای کامل مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان گرفته تا توسعه تجهیزات گرمایشی پربازده، حمایت از تولیدکنندگان داخلی و شرکتهای دانشبنیان، واردات فناوریهای نوین عایقکاری و ممنوعیت تدریجی تولید و عرضه بخاریهای قدیمی.
در مجموع، شواهد موجود نشان میدهد برای حل بحران مصرف انرژی در ایران، باید از نگاه سادهانگارانهای که مصرف بالا را فقط به رفاه نسبت میدهد فاصله گرفت و به ریشههای عمیقتر این مسئله، یعنی فقر، فرسودگی و ناکارآمدی زیرساختهای مسکونی توجه کرد./مهر
زمینه خبر:
ایران در سالهای اخیر با ناترازی فزاینده در بخش انرژی، بهویژه گاز و برق، مواجه بوده است. در چنین شرایطی، تمرکز بر بهینهسازی مصرف در بخش خانگی به یکی از اولویتهای سیاستگذاری تبدیل شده؛ بخشی که سهم قابلتوجهی در مصرف نهایی انرژی کشور دارد و بخش مهمی از آن در ساختمانهای کمکیفیت و فرسوده رخ میدهد.