به گزارش
زیست آنلاین،یه نقل از نفت ما، بررسی آمارهای جهانی نشان میدهد که به طور میانگین ۷۰ درصد از تولید فولاد جهان متکی به زغالسنگ است. در این میان، چین با استفاده ۹۰ درصدی از زغالسنگ و تولید سالانه چهار میلیارد تن، در رتبه نخست قرار دارد. روسیه، با وجود آنکه بزرگترین تولیدکننده گاز جهان است، ۶۴ درصد از زغالسنگ در صنایع خود بهره میبرد؛ این رقم برای اتحادیه اروپا ۵۶ درصد و برای آمریکا ۲۸ درصد است. در مقایسه، سهم ایران در استفاده از زغالسنگ در صنعت فولاد تنها هشت درصد است.
روشهای اصلی تولید فولاد در صنعت شامل فرآیندهای «کورهبلند»، «کوره قوس الکتریکی» و «احیای مستقیم» است. در روش کورهبلند، تولید فولاد عمدتاً بر پایه مصرف زغالسنگ استوار است، در حالی که در کورههای قوس الکتریکی، یک جریان الکتریکی برای ذوب ضایعات فولادی، آهن تولید شده در بخش احیای مستقیم و یا آهن خام برای تولید فولاد مذاب و احیای مستقیم از گاز طبیعی به عنوان سوخت و انرژی اصلی استفاده میشود.
اما چرا روسیه، به عنوان دارنده بزرگترین ذخایر گازی جهان، همچنان ۶۴ درصد از زغالسنگ بهره میبرد؟ و چرا اتحادیه اروپا، با وجود رویکردهای تأکید بر اقتصاد سبز، همچنان از این سوخت استفاده میکند؟ پاسخ ساده است؛ روسیه ترجیح میدهد گاز خود را به جای مصرف در صنایع داخلی، صادر کند. اتحادیه اروپا نیز با استفادهای هفت برابر بیشتر از ایران، در پی متنوعسازی سبد انرژی خود است تا در زمان بحرانها و نوسانات قیمتی، از مزایای انرژی در دسترستر و اقتصادیتر زغالسنگ بهره ببرد.
با این اوصاف باید دید چرا ایران با وجود این الگوهای جهانی، همچنان به سمت بهرهگیری بهینه از ظرفیتهای زغالسنگ حرکت نکرده است؟
سعید صمدی، دبیر انجمن زغالسنگ ایران، در گفتوگو با «نفت ما» پیرامون وضعیت صنعت فولاد میگوید:« زغالسنگ مورد نیاز در تولید فولاد، از نوع زغالسنگ متالورژی است و ۴۰ درصد از هزینه تولید فولاد در دنیا مربوط به انرژی است. لذا تولیدکننده فولاد به نسبتی که بتواند در قیمت تمامشده انرژی صرفهجویی کند، تولید اقتصادیتری خواهد داشت».
تولیدی که صرفه اقتصادی ندارد
وی در ادامه افزود:« در ایران تا پیش از انقلاب، اولین مجموعه فولادسازی ما ذوبآهن بود که بر اساس سیستم کورهبلند فعالیت میکرد اما پس از انقلاب، منابع گازی رشد کرد و یارانه ۹۵ درصدی به آن اختصاص یافت. به همین منظور کسانی که قصد تولید فولاد داشتند به سمت استفاده از گاز به جای زغالسنگ رفتند که کاری تقریباً نادر در دنیا است. در چنین شرایطی اگر قیمت گاز را با قیمت جهانی حساب کنیم، متوجه خواهیم شد که انجام این کار اصلاً اقتصادی نیست زیرا در روش تولید گاز با کورههای قوس الکتریکی، مصرف برق نیز به شدت بالا میرود».
صمدی در خصوص سازوکار گذشته اظهار داشت: «در گذشته، روال به این صورت بود که زغالسنگ در هر تن، ۱۰۰ مترمکعب گاز متان تولید میکرد؛ در نتیجه کارخانه ذوبآهن آن را تبدیل کُک میکرد و گاز حاصل را به نیروگاه، کک آن را به تولید فولاد کورهبلند و قطران آن را برای سایر مصارف صنعتی اختصاص میداد».
دبیر انجمن زغالسنگ تأکید کرد: «در حال حاضر تنها دو مجموعه کورهبلند ذوبآهن و فولاد زرند ایرانیان را در کشور داریم که این دو شرکت همیشه با بحران مالی دستبهگریبان هستند؛ چرا که دولت یارانهای بابت زغالسنگ به آنها نمیدهد و آنها مجبورند هزینههای انرژی خود را به دلیل استفاده از زغالسنگ، بر مبنای نرخهای جهانی پرداخت کنند».
ذخیره 14 میلیارد تنی زغالسنگ
وی به ارائه آمار ذخایر زغالسنگ در کشور پرداخت و تصریح کرد: «ما در تولید زغالسنگ به حدود پنج نوع زغالسنگ نیاز داریم که یکی از مارکهای آن از نظر زمینشناسی در کشور وجود ندارد و نیازمند واردات است؛ استرالیا این نوع را تولید میکند، اما واردات آن تنها از چین به علت ممنوعیتهای وارداتی انجام میشود. ما حدود ۱۴ میلیارد تن ذخیره زمینشناسی زغالسنگ و حدود دو میلیارد تن ذخیره قطعی اکتشافشده داریم، در حالی که مصرف آن تنها حدود سه میلیون تن در سال است. همچنین تولید زغالسنگ در کشور سالانه دو میلیون تن و حجم واردات نیز دو میلیون تن است. لازم به ذکر است با اینکه استفاده از زغالسنگ سهم بسیار کمی در کشور دارد، اما ایران دوازدهمین تولیدکننده گاز کربنیک در دنیاست؛ چرا که مصرف سایر سوختهای آن از جمله گاز و مشتقات آن بالاست».
صمدی درباره تفاوت آلایندگی سوختهای فسیلی و گاز در تولید فولاد گفت: «در بحث سوختهای فسیلی، تفاوت معناداری بین گاز و زغالسنگ وجود ندارد، چرا که هر دو با کربن میسوزند. در واقع باید یک کربن با دو اکسیژن ترکیب شود تا دیاکسید کربن تولید کند و یک واحد انرژی به دست آید».
قمار بزرگ با تک منبعی بودن سبد انرژی
صمدی در تشریح مهمترین عوامل عدم گرایش به زغالسنگ اظهار داشت: «انرژی در دنیا مسئلهای حیاتی است، اما کشورها برای مواجه نشدن با بحران، هیچگاه منبع تأمین انرژی را بر یک متغیر واحد استوار نمیکنند و سبد انرژی خود را متنوع میسازند. اما در کشور ما، ۹۶ درصد منابع انرژی بر پایه مشتقات نفتی است و طبیعتاً زمانی که یک عامل انتخاب شود، در صورت بروز بحران در آن عامل، کل سیستم انرژی دچار اختلال خواهد شد. به همین خاطر ما هیچزمانی سبد خود را متنوع نکردیم و در این سبد، زغالسنگ را هم به عنوان یک انرژی ارزان و انرژی که نسبت به گاز به راحتی قابل ذخیرهسازی است، مورد توجه قرار ندادیم».
وی خاطرنشان کرد: «از طرفی، دسترسی راحتتر به گاز نسبت به استخراج زغالسنگ، باعث استفاده بیشتر از گاز شده است. البته معادن ایران به علت نبود مصرف، از نظر علمی و سایر جهات توسعه پیدا نکردند و در حوزه تکنولوژی نیز از دنیا عقب هستیم؛ دلیل این مسئله آن است که مصرف قابل توجه مانند سایر کشورها نداشتیم و در این زمینه سرمایهگذاری جدی هم صورت نگرفته است. هرچند حجم سرمایهگذاری مورد نیاز در معادن بزرگ، حدود سه همت است اما در شرایط فعلی و این قیمتها، صرفه اقتصادی ندارد».