به گزارش
زیست آنلاین،علیرضا مهدیه در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ضرورت بازنگری در رویکردهای مدیریت منابع آبی در دنیای جدید، اظهار کرد: اصولا در دنیای جدید، استفاده بهینه از آب همان مفهوم معروف بهینهسازی در مصرف است؛ اما این موضوع نباید در کنار رویکرد جهانی جمعآوری و ذخیرهسازی موقت آب تنها دیده شود.
وی در ادامه با اشاره به پدیده بارشهای فصلی و رگبارها، بر لزوم وجود زیرساختهای مناسب تأکید و تصریح کرد: در مورد رگبارها و بارانهای کوتاهمدت، ما به زیرساختهای مناسب، حتی اگر این زیرساختها به صورت موقت باشند، نیاز مبرم داریم تا بتوانیم حداقل از این نعمت در آبیاری فضاهای سبز شهری استفاده کنیم. نکته بسیار تأملبرانگیز و تلخ اینجاست که ما حتی در شهرهای پرباران نیز شاهد خشک شدن درختان حاشیه خیابانها و قطع شدن آنها هستیم؛ این وضعیت نشاندهنده عدم وجود حتی سادهترین زیرساختها در مدیریت این آبهای موقتی است که متأسفانه در حال هدر رفتن هستند.
مهدیه در تحلیل عوامل پر شدن سدها در ایران، نگاهی فراتر از بارشهای جوی داشت و اظهار کرد: پر شدن سدها در ایران صرفا به بارش برف و باران محدود نمیشود و مدیریت منابع آبی تأثیرات بسیار بیشتری بر این روند خواهد داشت. از سوی دیگر، باید توجه داشت که تغییرات اقلیمی و بالا رفتن دمای هوا نیز نقش مؤثری در افزایش میزان تبخیر و در نتیجه کاهش حجم ذخایر آب سدها ایفا میکند. بیشتر وسعت کشور ایران دارای اقلیم نیمهخشک و کمآب است و طبق دادههای جهانی، این خشکیها در حال پیشروی و افزایش وسعت هستند. بیتعارف باید گفت که کشور عزیز ما دچار تنش آبی شدیدی شده است و خطر خشکسالی روز به روز در حال افزایش است.
این تحلیلگر توسعه صنعتی در بخش مربوط به پیوند صنعت و آب، بر لزوم اصلاح الگوی آمایش صنعتی تأکید و خاطرنشان کرد: اصولا صنایع آببر نباید دور از منابع آب مستقر شوند؛ تمامی آمایشهای صنعتی در دنیا بر همین اصل استوار هستند. ایجاد کارخانههای پرمصرف در استانهای کمآب، چالشهای مربوط به تأمین آب را به شدت افزایش خواهد داد. برای بررسی دقیق و علمی این موضوع، میتوان جانمایی کارخانجات فولاد در کشور چین را به عنوان یک الگو بررسی کرد.
وی توضیح داد: چین که بزرگترین تولیدکننده تاریخی فولاد در جهان است، تمرکز اصلی صنایع خود را بر سواحل شرقی کشور قرار داده است؛ چراکه دسترسی به آب، قابلیت حمل دریایی و ریلی و در حقیقت تمام زیرساختهای اصلی برای یک صنعت بزرگ همچون فولاد، در این مناطق فراهم است. متأسفانه بهرهوری در اکثر صنایع ما پایین است و این هدررفت تنها محدود به صنعت آب یا صنایع مصرفکننده نیست. همچنین نباید از دیدگاه سادهلوحانه به بازچرخانی آب نگاه کرد؛ چراکه بازچرخانی همیشه لزوما توجیه فنی و اقتصادی ندارد و برای این کار، حتماً باید اقتصاد مهندسی تمام این ایدهها را با دقت بسیار بالا محاسبه و تحلیل کند.
مهدیه به راهکارهای حکمرانی و مشوقها اشاره و اظهار کرد: مشوقها در مدیریت بحران آب نباید صرفاً مالی باشند؛ سیستم حکمرانی میتواند خدمات غیرمالی متعددی را نیز ارائه دهد و از محل کاهش مصرف آب، تشویقهای دیگری را نیز برای فعالان اقتصادی در نظر بگیرد. اگر بخواهیم مشوق دادن را تنها وظیفه دولت بدانیم، مدل پرداخت آن را میتوان بر عهده تشکلها گذاشت. حتی اگر منابع مالی دولت کم باشد، با استفاده از مدلهای تحقیقشده و توسعهیافته، میتوان توان دولت را افزایش داد تا بتواند خدمات و مشوقهای بیشتری در این مسیر ارائه دهد.
این تحلیلگر توسعه با ورود به مبحث پیچیده انتقال منابع آبی، بر لزوم نگاه محاسباتی و اقتصادی تأکید کرد و افزود: انتقال آب از مناطق دور به مناطق دیگر، همواره دارای هزینهها و فواید خاص خود است و در دل خود، چالشهای جدی و فرصتهای قابل توجهی دارد؛ لذا نباید از این موضوع گذشت و حتماً باید اعداد و ارقام دقیق را در کنار هم قرار داد و سپس تصمیم گرفت که کدام گزینه از نظر اقتصادی و فنی، انتخاب بهتری برای کشور است.
وی همچنین با اشاره به ضرورت نوسازی زیرساختهای تولیدی، افزود: بازسازی سیستمهای فرسوده تولید نیز هزینههای چندانی به همراه ندارد و قطعاً میتوان با استفاده از مدلی که پیشتر عرض کردم، به نتایج مطلوب دست یافت؛ به این معنا که میتوان از محل صرفهجویی و کاهش مصرف آب، منابع مالی و پتانسیلهای دیگری را برای توسعه کسب کرد.
این تحلیلگر توسعه صنعتی در واکنش به موضوع قیمتگذاری، رویکرد علمی خود را تبیین کرد و گفت: در مورد قیمتگذاری، اگر به دلایلی با قیمتگذاری دستوری مواجه هستیم، این قیمتها نیز نباید بدون پشتوانه باشد؛ بلکه باید حتماً طی فرآیندهای دقیق تحقیق و تحلیل به دست بیایند. حداقل باید بتوانیم با بررسی دقیق بازار مصرف و ارزیابی تأثیر آن بر قیمت تمامشده محصولات، مشخص کنیم که یک قیمت، ارزان یا گران محسوب میشود یا خیر.
مهدیه بر لزوم تغییر در نگرش جامعه تأکید و خاطرنشان کرد: بهینهسازی در مصرف آب، در هر صورت باید به یک امر نهادینه شده و از طریق فرهنگسازی تبدیل شود؛ چراکه باید این آگاهی در جامعه ایجاد گردد که حتی اگر آب رایگان باشد، ما با کمبود مواجه هستیم و به هیچ عنوان نباید مصرف را به شکلی غیرضروری بالا ببریم.
وی در بررسی وضعیت زیرساختهای ذخیرهسازی توضیح داد: سدسازی هنوز هم در سراسر جهان یک روش متداول است، اما در کشور ما، رکن اصلی بحران، سوءمدیریت در استفاده از سفرههای زیرزمینی بوده است. حفر چاههای بیشتر بدون مدیریت اصولی، مشکلات بسیار دیگری از جمله پدیده فرونشست زمین را پدید آورده و در نهایت منجر به تخریب خاک کشور شده است.
این تحلیلگر توسعه اظهار کرد: واقعیت این است که آب جایگزین ارزانتر و در دسترستری وجود ندارد؛ تصفیه آب نیز همواره با هزینههای بالا همراه است و درصد اتلافی را نیز باید در محاسبات لحاظ کرد. بنابراین، تنها راه پیش رو این است که مصرف به شدت مدیریت شود، بازیافت آب توسعه یابد و سیستم چرخش آب، با راندمان بالا و با کمترین هزینه ممکن طراحی شود؛ فرآیندهایی که حتماً باید در مراکز صنعتی بزرگ به صورت اجرایی و سیستماتیک پیادهسازی گردند.
مهدیه به یکی از ریشهایترین چالشهای مدیریتی در حوزه منابع آبی اشاره و اظهار کرد: لایه اصلی و بنیادی مشکل ما، نبود قوانین سفت و سخت در زمینه بهرهوری است؛ چراکه در حال حاضر ما در کشور متولی خاصی را که مسئول مستقیم نظارت بر این حوزه باشد، نداریم. به تدوین و وضع قوانینی نیاز داریم که بر اساس آنها، هر اداره، سازمان و بنگاه صنعتی و اقتصادی، به صورت قانونی ملزم شود که مصرف آب خود را به صورت روز به روز و تدریجی کاهش دهد و در مقابل، در قبال این کاهش مصرف و دستیابی به اهداف بهرهوری، امتیازات و مشوقهای مشخصی نیز دریافت کند.
وی افزود: باید این واقعیت را پذیرفت که ایران اصلاً کشور پرآبی نیست. اگر بخواهیم از منظر اقتصادی به موضوع نگاه کنیم، مزیتهای نسبی ایران در سطح جهانی در صنایع راهبردی و کلیدی نظیر پتروشیمی، فولاد و سیمان نهفته است؛ اما باید بسیار مراقب بود، زیرا با افزایش تنشهای آبی که اصلا موضوعی دور از ذهن نیست و در حال وقوع است این مزیتهای نسبی و رقابتی نیز به مرور از بین خواهند رفت و جایگاه صنایع ما در بازار جهانی آسیب خواهد دید.
این تحلیلگر توسعه صنعتی در پاسخ به چالشهای مربوط به جابهجایی زیرساختها، رویکردی واقعبینانه را مطرح کرد و ادامه داد: باز هم در اینجا بحث هزینه و فایده مطرح است. من هرگز نمیگویم که میتوان یک مجتمع عظیم و بزرگ صنعتی را به راحتی و به صورت یکباره از محل خود منتقل کرد، اما راهکار این نیست که از اصلاحات چشمپوشی کنیم؛ بلکه میتوان بخشهایی از فعالیتها یا خطوط تولید را به صورت تدریجی و مرحلهبندی شده منتقل تا نتایج و تأثیرات آن را مشاهده کرد.
مهدیه تاکید کرد: مجموعه فولاد مبارکه، با توجه به ابعاد و جایگاهش، فرصت بسیار خوبی در همین خصوص محسوب میشود. با توجه به برنامههای بازسازی که این مجموعه در پیش دارد، میتوان همزمان به موضوع مدیریت مصرف آب نیز اندیشید و از این فرصت برای عملیاتی کردن انتقال تدریجی برخی خطوط تولید به مکانهای مناسبتر استفاده کرد تا هم بازسازی انجام شود و هم چالش کمبود آب در این صنعت راهبردی مدیریت گردد.