•  
  •  0 دیدگاه
  •  خبر
  • کد خبر : ۷۹۹۲۲

اثرات برنامه ریزی در محیط زیست و توسعه پایدار


علیرضا لچینانی، کارشناس ارشد توسعه و برنامه ریزي اقتصادی تهران جنوب

محیط زیست از هوا، آب، خاك، منابع طبیعی، جانوران، انسان و... و روابط متقابل بین آنها تشکیل شده است. این بخش ها با هم در کنش و واکنش می باشند. مدیریت مؤثر و کارآمد منابع مادي و انسانی بر اساس یک مبانی ارزشی پذیرفته شده است که از طریق برنامه ریزي، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و سرپرستی و کنترل عملیات براي دستیابی به اهداف تعیین شده صورت می گیرد. کلیه مراحل فوق الذکر در تعامل با یکدیگر هستند و در رأس آن برنامه ریزي قرار گرفته است . اولین اقدام براي دستیابی به مدیریت خردمندانه محیط زیست، شن

به گزارش زیست آنلاین، مدیریت زیست محیطی نگرشی است که وراي مدیریت منابع طبیعی عمل کرده و شامل محیط سیاسی، اجتماعی و ... طبیعی می شود و به مسائل ارزشی با یک مکانیزم توزیع برابر بین کلیه اشخاص، نسل ها و مناطق جغرافیایی می پردازد. مدیریت زیست محیطی نمی تواند امیدوار به غلبه بر تمامی مسائل و مؤلفه هاي زیست محیطی که با آن سروکار دارد باشد بلکه وظیفه مدیریت زیست محیطی ، مطالعه و تلاش در جهت کنترل فرآیندها به منظور تحقق اهداف خاص است. مدیریت زیست محیطی یک تعریف عمومی در مورد یک فرآیند اتخاذ شده توسط متخصصین سیستم گراست که با سابقه تحصیل در علوم طبیعی و اجتماعی و یا مهندسی، حقوق و طراحی، اقدام به حل مسائل زیست محیطی تحول یافته، توسط انسان می نمایند و بر اساس یک رویکرد «میان رشته اي» بر نقطه نظرات کمی و آینده نگر عمل می کنند.

اهداف و ماهیت مدیریت زیست محیطی

به وضوح روشن است که مدیریت زیست محیطی جهت نیل به اهداف فرارو با مسائل عدیده اي روبرو خواهد شد . بدون تردید اهداف کوتاه مدت مدیریت زیست محیطی باید در چارچوب یک سري نگرش هاي کلی به اجراء درآیند . بدون داشتن یک نگرش کلی، مشکل بتوان از تصمیم گیري هاي ناقص احتراز نمود و یا یک خط مشی بلند مدت را در پیش گرفت و حتی نمی توان به تعیین اولویت ها و شناسایی وظایف مبادرت نمود. بدین ترتیب مدیریت زیست محیطی مستلزم تصمیم گیري در مورد اهداف و تعیین محدوده هاي عملکرد یا حیطه یابی است. تنها پس از حیطه یابی است که یک مدیر زیست محیطی می تواند عملکرد زیست محیطی خود را آغاز نماید ؛ این مسئله اي است که اغلب مورد غفلت مدیران محیط زیست قرار می گیرد.

این اهداف عبارتند از:

  •  پیشگیري و حل مسائل زیست محیطی
  •  تعیین حدود
  •  تلاش براي تأسیس نهادهایی که بطور مؤثر از تحقیق ، نظارت و مدیریت زیست محیطی حمایت می کنند
  •  شناسایی تهدیدات زیست محیطی و اعلام هشدار
  •  محافظت و بهبود منابع موجود
  •  ارتقاء کیفیت منابع حیاتی
  •  شناسایی سیاست ها و تکنولوژي هاي مفید

الزامات مدیریت زیست محیطی

در سالهاي اخیر بعضی از مدیران زیست محیطی اقدام به بیان اهداف و دیدگاههاي کلی خود با انتشار یک مرامنامۀ زیست محیطی کرده اند تا به این وسیله بتوانند با شناسایی اولویت ها و اصول ، مقاصد خود را نشان داده و نیز مراتب ارادت خود را به محیط زیست ابراز نمایند. علیرغم اینکه انتشار چنین مرامنامه هایی باعث اطلاع افکار عمومی می شود ولی تضمینی براي صحت و درستی عملکرد یک مدیر محیط زیست نمی باشد .مدیران زیست محیطی باید با این پیش فرض شروع به کار نمایند که بین فعالیت هاي بشري و حفاظت از محیط زیست نوعی توازن بهینه برقرار است . برقراري چنین توازنی بطور عمده وابسته به اخلاق زیست محیطی جوامع بشري است.

  •  هر گونه تعدي به طبیعت ، پیامدهاي متعددي دارد که بسیاري از آنها قابل پیش بینی نیستند.
  • از آنجایی که همه اجزاء در محیط زیست به یکدیگر مرطبتند. ، لذا انسان و طبیعت به نحو جدایی ناپذیري در هم تنیده هستند و عمل هر کدام بر عمل دیگري اثر می گذارد.
  •  بایستی دقت و مراقبت شود که محصولات تولید شده توسط انسان در هیچ کدام از فعل و انفعالات بیوژئوشیمیایی زمین تداخل نکند.

سرمایه هاي طبیعی و توسعه پایدار

سرمایه هاي طبیعی عموما ترکیبی از سه گروه بندي است.

سرمایه هاي طبیعی عموما هم دراقتصاد نقش دارند، هم در حیطه فعالیت هاي غیر اقتصادي افراد یک جامعه و سایر موجودات زنده. منابع طبیعی تبدیل به کالا و خدمات شده و موجبات منافع بیشتر افراد و جوامع را فراهم می آورند بنابراین در اقتصاد نقش مهمی دارند. ذخایر معدنی ، الوار، جنگل هاي طبیعی و ماهیان دریایی از ذخایر منابع طبیعی به شمار می روند. چاهک ها ي طبیعی محصولات جانبی نامطلوب حاصل از تولید کالا و خدمات را جذب می نمایند. گازهاي حاصل از احتراق و فرایندهاي شیمیایی، پساب حاصل از فعالیت هاي بهداشتی و صنعتی و پسماندهاي فرایند بسته بندي و مصرف، به محیط زیست وارد می شوند. پساب، پسماند و گازهاي مختلف به آب ، خاك و هوا منتقل می شوند که اصطلاحا ورود به چاهک نام دارد. برخی از دانشمندان معتقدند سرمایه ها و تولیدات انسانی در برخی موارد (نه همیشه) می توانند جایگزین منابع طبیعی شوند. به عنوان مثال استفاده از توان کود شیمیایی به جاي توان طبیعی خاك در تولیدات کشاورزي. یا حتی جایگزینی خود خاك در موارد محدودي با سیستم هایدروپونیک و بسیاري مثال هاي دیگر. برخی دیگر از دانشمندان معتقدند جایگزینی محدودیت هاي بسیاري دارد و در برخی موارد غیر ممکن است. مثلا تداوم صنعت ماهی گیري به سلامت ذخیره ماهیان وابسته است. از سوي دیگر با افزایش جمعیت انسان ها نه تنها این سرمایه ها نباید کاهش یابد بلکه باید به گونه اي افزایش یابد که درامد این جمعیت رو به رشد ثابت مانده و کاسته نشود. در مورد تغییرات آب و هوا، کنوانسیون تغییرات اقلیم تصدیق نموده است که تغییرات در آب و هواي کره زمین و اثرات سوء آن نگرانی مشترك بشر می باشد.

فعالیت هاي بشري باعث افزایش قابل توجه تراکم گازهاي گلخانه اي در جو گردیده و این افزایش باعث تشدید اثر طبیعی گلخانه اي می شود. این پدیده باعث افزایش متوسط دماي سطح زمین و جو شده و اثرات سوء بر اکوسیستم هاي طبیعی و بشر دارد. در صد عمده گازهاي گلخانه اي دي اکسید کربن است یعنی آن دسته از فعالیت هاي بشر که باعث تولید فزاینده دي اکسید کربن بوده است نقش اساسی در پدیده گلخانه اي کره زمین دارد. در حالی که جنگل ها، چاهک جذب co۲ به شمار می روند، حفاظت از جنگل ها باید در هزینه هاي اقتصادي در نظر گرفته شود. توجه به این نکته نیز مهم است که اقتصاد کشورهاي در حال توسعه مبتنی بر تولید، استفاده و صادرات سوخت هاي فسیلی می باشد که منبع اصلی گازهاي گلخانه اي محسوب می شوند. محاسبه این هزینه ها در رشد اقتصادي ضروري است در عین حال ارزش گذاري بر چاهک ها نیز دشوار است. از طریق مدل سازي می توان نوعی حسابداري استاندارد اعمال نمود که در تخمین استفاده از منابع چاهک و تغییرات جانبی ناشی از استفاده از آن ها، خطا کمتر شود. سیستم حسابداري یکپارچه زیست محیطی واقتصادي ابتدا سرمایه هاي طبیعی را ارزش گذاري می نمایند سپس ارزش سرمایه هاي طبیعی را با ارزش سرمایه تولیدي و مالی که قبلا در سیستم حسابداري ملی ایجاد شده یکپارچه می کنند.

در توسعه پایدار حفظ محیط زیست در اولویت قرار دارد

رویکرد اکولوژیکی توسعه پایدار

در رویکرد اکولوژیکی توسعه پایدار، این عقیده وجود دارد که سیستم هاي اقتصادي و اجتماعی، جزئی از سیستم محیط زیست جهانی به شمار می روند. بنابراین پایداري اجتماعی و اقتصادي، زیر مجموعه پایداري محیط زیست است. ازنظر اکولوژیکی، درتعیین ظرفیت یک اکوسیستم، توانائی آن اکوسیستم در پاسخ مثبت به تغییرات و ظرفیت دینامیکی اکوسیستم براي سازش با محیط، مورد بررسی قرار می گیرد. در صورتی که اکوسیستم ها براي پاسخ به تغییرات و فشارهاي خارجی از ظرفیت لازم برخوردار باشند، پایدار محسوب می شوند. به بیان دیگر منابع هر اکوسیستم لازم است آن را براي پایداري و تحمل تغییرات اطراف، توانمند نمایند. سلامت اکوسیستم در راستاي توسعه پایدار، به دو روش قابل سنجش است. اولین روش اندازه گیري فشاري است که توسط فعالیت هاي انسانی بر محیط زیست وارد می شود. این فشار باعث نزول سطح سلامت جوامع اکولوژیکی می شود که علت آن ضعف مدیریت و سرویس هاي خدماتی مخرب محیط زیست است. روش دوم اندازه گیري پاسخ انسان به این فشارها است

اندازه گیري ها ۴ دسته می باشند:

  1. اندازه گیري هایی که وضعیت اکوسیستم را بیان می کنند؛
  2. اندازه گیري هایی که علت تغییرات را در سطح اکوسیستم ها بیان می کنند؛
  3. اندازه گیري هایی که احتمال تغییرات را در مقابل فشارهاي شناخته شده بیان می کنند؛
  4. اندازه گیري هایی که توان اکوسیستم ها را در ارتباط با فشارهاي تحمیل شده بیان می کنند.

توسعه پایدار نوعا تحت الشعاع توسعه اقتصادي قرار گرفته است. تاکید اصلی آن توسعه اقتصادي است که در برخی موارد توسعه پایدار انسانی را هم در نظر می گیرد. توسعه پایدار ارتباط نزدیکی با مفهوم اقتصادي کسب درامد طولانی مدت دارد. درامد حداکثر، مقداري است که یک فرد می تواند در یک دوره زمانی مصرف و در انتهاي دوره زمانی وضعیت مناسبی همانند ابتداء آن دوره داشته باشد. گرچه تفاوت هاي مهمی بین فعالیت هاي اقتصادي یک فرد و فعالیت هاي اقتصادي همه جامعه وجود دارد اما تعریف بالا از درآمد در مورد هر دو گروه به کار می رود. درآمد یک جامعه مجموع مقدارپول یا کالائی است که در طول یک دوره به آن جامعه پرداخت می شود بدون آن که در سرمایه هاي ثابتی (دارایی) که این درآمد را ایجاد نموده کاهشی ایجاد شود. ظهور توسعه پایدار مسیر را به گونه اي تغییر داده است که اقتصاددانان در مورد درآمدهاي ملی و ارتباط آن با دارایی هاي ملی می اندیشند. در گذشته اقتصاد دانان بر تولید سرمایه براي پشتیبانی از دارایی و در نتیجه پشتیبانی از درآمد می اندیشیدند و منابع طبیعی به عنوان هدایایی از سوي طبیعت و نامحدود در نظر گرفته می شدند. در سال هاي اخیر با تاکید بر توسعه پایدار و حفاظت از ظرفیت تولید در محیط زیست ، بسیاري از اقتصاددانان بر این موضوع تاکید نموده اند که نقش توزیع سرمایه هاي طبیعی ملت ها در پایداري درآمد و دارایی هاي ملی قابل اغماض نیست. سرمایه هاي انسانی و سرمایه هاي اجتماعی را نیز مورد بررسی قرار گرفته اند. بر اساس توسعه پایدار، این اطمینان حاصل می شود که سرانه دارایی هاي ملی با جایگزینی یا حفاظت از منابع دارایی کاهش نمی یابد. این دارائی ها شامل مجموعه تولیدها، سرمایه هاي انسانی، اجتماعی و طبیعی است.

توسعه پایدار یکپارچه زیست محیطی و اقتصادي

بسیاري از دغدغه هاي مربوط به کاهش منابع طبیعی و تخریب محیط زیست در مفهوم توسعه پایدار قابل تشریح است. دیدگاه جامع توسعه پایدار، نیازهاي اقتصادي، اجتماعی و زیست محیطی را به صورت مجموعه اي واحد در نظر می گیرد. با توجه به این دیدگاه و براي دستیابی به پایداري، سیستمی لازم است که به طور همزمان توسعه اجتماعی ، توسعه اقتصادي و توسعه محیط زیست را مد نظر قرار دهد. به دلایل زیر توجه به یک محور توسعه ناکافی است.

  • در هر جامعه توجه به سه محور اقتصادي، اجتماعی و زیست محیطی ضرورت دارد.
  • هر کدام از محورها از نظر زمان و اهمیت نیازمند بررسی سریع بوده و اولویت بندي زمانی آن ها مشکل است.
  • هر سه محور با هم ارتباط درونی دارند .

بنابراین همواره این ریسک وجود دارد که بروز مشکلی در یک بخش مثلا محیط زیست، مشکلات ناخواسته اي در بخش هاي دیگر به ویژه بخش هاي اقتصادي به وجود آورد.

اهداف توسعه پایدار

مدل توسعه پایدار

مدل توسعه پایدار همواره با شیوه متداول توسعه در چالش بوده است. بر اساس تئوري مدرنیزاسیون، هرچه جامعه به لحاظ ساختاري تخصصی تر شود، متمایز تر نیز می شود.

-  مفهومی که از توسعه برمی آید، بطئی است. انسان ها بر طبیعت غلبه نموده و استفاده از آن را در انحصار خود گرفته اند. پاك تراشی زمین هاي جنگلی براي کشاورزي، استفاده بی رویه از منابع طبیعی مثل زغال سنگ، نفت و گاز براي تولید الکتریسیته، و سایر بخش هاي تولیدي و حمل ونقل از جمله این فعالیت ها است. این رویکرد به طور اعم برمبناي استفاده کاهنده از طبیعت و به طور اخص شامل استفاده مناسب از منابع طبیعی می شود. این دیدگاه به طبیعت ارزش ابزاري می بخشد و توجهی به ارزش ذاتی آن ندارد. استفاده ابزاري از طبیعت آن هم براي انسان ، نیاز سایرگونه هاي موجودات زنده و سایر فرم هاي حیات را در نظر نمی گیرد.

-  در مدل توسعه غربی اولویت با رشد اقتصادي است. تغییر الگوهاي مصرف به دلیل وابستگی توسعه به منابع ، نوعی تهدید براي نسل هاي آینده به شمار می رود. این مدل، اضمحلال محیط زیست را پیامد غیرقابل اجتناب توسعه می داند.

-  مصرف، مهم ترین جنبه رفاه انسانی است. رفاه با استاندارد هاي زندگی اندازه گیري می شود و معادل در آمدي است که یک فرد براي خرید کالا و خدمات می پردازد. در توسعه بر مبناي مصرف، به جاي اشاعه عدالت اجتماعی ، نابرابري، به ویژه در یک سیستم اقتصادي در حال رکود، به وجود می آید. .در مقابل ، محیط زیست گرایی نه تنها به استانداردهاي زندگی بلکه به کیفیت زیستن نیز توجه دارد. هم تک تک افراد را در نظر می گیرد و هم ارتقائ کیفیت در حیطه هاي اجتماعی از قبیل ایجاد آموزش عمومی، مراقبت هاي بهداشتی و حفاظت محیط زیست.

- پایداري اجتماعی، نیازمند حفاظت از محیط زیست است. تخریب محیط زیست طبیعی باعث صدمات اجتماعی و به مخاطره افتادن بهداشت و سلامتی انسان ها می شود. کاهش تنوع زیستی در کشاورزي، باعث آسیب پذیري جوامع محلی و کاهش کیفیت مواد غذایی می شود که نتیجه آن ناآرامی هاي اجتماعی و تضعیف اوضاع سیاسی است.

-  توسعه غربی بر مبناي استفاده ناکارآمد از منابع طبیعی کشورهاي غربی و حتی کشورهاي جهان سوم است. در جهان سوم از منابع انسانی نیز استفاده ناکارآمد می شود. استفاده ناکارامد، با ایجاد فقر در منابع و القاي فرهنگ وابستگی علت عدم پیشرفت کشورهاي در حال توسعه به شمار می رود. با نفوذ مدل هاي توسعه مخرب محیط زیست غربی در کشورهاي جهان سوم فقر گسترش یافته است.

-  منابع تجدید ناپذیرند. اکوسیستم هاي زمین قادر به جذب آلاینده ها نبوده و شاهد تغییرات اقلیم هستند. از سوي دیگر منابع طبیعی مثل آب به اندازه اي نیست که چنین توسعه اي را تحمل نموده لذا در آینده تداوم نخواهند داشت.

-  پیامدهاي رشد اقتصادي متناسب با ظرفیت برد زمین نیست و بیوسفرموجود قادر به خنثی نمودن اثرات فعالیت هاي انسانی نیست . توسعه فن آوري ها نیز براي افزایش کارایی استفاده از منابع اثربخشی لازم را ندارد.

-  براي توسعه، حد نهایتی وجود دارد به این مفهوم که توسعه باید خود را با سبکی از زندگی هماهنگ نماید که با پایداري اکولوژیکی زمین هماهنگ باشد. مدل توسعه پایدار نمونه مهمی از رویکردهاي جدید محیط زیست است.

این مدل ابعاد اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادي توسعه را براي حال و آینده و در سطح جهانی در نظر می گیرد. شامل نوعی از توسعه است که در برگیرنده ظرفیت برد سیاره، و از نظر اجتماعی، اقتصادي جامع باشد وبرنامه هاي اجتماعی ، اقتصادي و زیست محیطی را به صورت یکپارچه در نظر گیرد.

زیرساخت هاي پایداري

مطابق مدل نظري و رویکرد سیستمی، مراکز آموزش می بایست زیرساخت هاي مناسب با پایداري را ایجاد و تقویت نمایند. اهمیت زیر ساخت ها در حدي است که برخی از صاحب نظران آن را در اولویت اول دانشگاه ها براي دستیابی به توسعه پایدار معرفی می کنند. دانشگاه با حرکت به سوي توسعه پایدار می تواند رفتارهاي حمایت کننده از اصل پایداري را مدل سازي کند و به طور غیر رسمی و به صورت داوطلبانه فضاي لازم براي یادگیري درباره پایدارسازي جامعه دانشگاهی فراهم نماید . راه هاي بی شماري براي بیان اهمیت توسعه پایدار و حفظ محیط زیست و متعهد سازي دانشجویان جدید به رفتارهاي پایدار وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: نشان دادن پسماندهاي غذایی تولید شده از وعده هاي غذایی دانشجویان براي تولید کود؛ همکاري با شرکت هاي تامین کننده مواد غذایی سلف سرویس براي جایگزینی ظروف غیر قابل بازیافت؛ استفاده از سطل هاي مناسب با برچسب مشخص با توجه به نوع مواد دورریختنی)قابل استفاده براي تولید کود، قابل بازیافت و غیر قابل بازیافت( در سلف سرویس با این هدف که دانشجویان مراحل جداسازي مواد غیر قابل مصرف و پسماندهاي غذایی را در طول تحصیل چهار ساله در دانشگاه و موسسات آموزش عالی بیاموزند. به منظور صرفه جویی در مصرف کاغذ، مراحل اداري و آموزش به صورت آنلاین انجام شود و هر دانشجویی، داراي پوشه الکترونیکی براي نگهداري اسناد، مدارك آموزشی و اداري خود باشد. این منابع اینترنتی می تواند زمان آماده سازي مراحل ثبت نام براي هر ترم را کاهش دهد و به روز رسانی اطلاعات را آسان تر کند و مانع از بروز مفقود شدن مدارك و کاهش هزینه هاي مالی دانشجو شود. استفاده از یادآورهاي سرگرم کننده و دوستانه که حالت تشویقی دارند. این یادآورها را می توان در قالب سه صحنه سرگرم کننده دنباله دار براي تشویق دانشجویان به خاموش نمودن لامپ ها و سیستم هاي الکترونیکی در کلاس ها بعد از اتمام کلاسها، بازیافت کاغذ ها و جزوات غیر قابل استفاده در باسک هاي نگهداري آن، و ناهار خوردن در سالن هاي غذاخوري به جاي استفاده از ظروف یک بار مصرف به کار گرفت. مع الوصف، گرایش نوین در رعایت معیارهاي محیط زیست در اقدامات اجرایی دانشگاه ها چیزي فراتر از فقط انجام دادن بازیافت و مصرف بهینه انرژي است و اهداف اجتماعی و اقتصادي و مشارکت ذي نفعان در آن را می طلبد.

با مدیریت صحیح می توان محیط زیست را حفظ کرد.

مدیریت کیفیت جامع و سیستم هاي مدیریت زیست محیطی

هدف مدیریت کیفیت جامع (TQM) تبعیت از خط مشی ها و ویژگی هایی است که در ط ی فرآیند مد یریت سازماندهی شده اند و توانایی ارائه به شخص ثالث را با ارائه اسناد و مدارك مدون دارا می باشند. بحث مد یریت کیفیت جامع (TQM) اولین بار در امریکا مطرح گردید و پس از آن در ژاپن به صورت گسترده اي در سال هاي پس از جنگ دوم جهانی و به عنوان نوعی عملکرد رقابتی در بین صنایع این کشور توسعه پی دا نمود.سیستم هاي مدیریت زیست محیطی (EMS) نشان دهندة یکپارچگی مناسب ، خط مشی هاي زیست محیطی با اهداف و مقاصد زیست محیطی می باشند. سیستم هاي مدیریت زیست محیطی همچنین، این اطمینان را به خیل عظیم طرف هاي مقابل می دهند که سیستم ، توانایی هاي لازم را بر اي رس یدن به اهداف عالی دارد. این سیستم ها (EMS) معمولاً به تنظیم و انتشار یک بیانیه از خط مشی هاي زیست محیطی خود- از سوي شرکت یا فرد- نیاز دارند.یک سیستم مدیریت زیست محیطی ، فراهم آورنده یک ساختار سازمانی در استفاده از روش ها و منابع براي اجراي خط مشی هاي زیست محیطی است و زبان قابل فهم و مشترك مدیران کیفی و مدیران اجرایی است . اتخاذ یک سیستم مدیریت زیست محیطی علیرغم رشد فزایندة علایق عموم ی نسبت به روند تغییر و تحول و پیشرفت هاي زیست محیطی ، کماکان داوطلبانه می باشد.

نتایج

در مدیریت محیط زیست اعتقاد بر این است که نظارت و پایش بر خلاف مدیریت سنتی منابع، با هدف استفاده دراز مدت منطقی و پایدار از منابع می باشد. براي دستیابی به چنین هدف بلند مدت و پایدار لازم است مدیریت به شکل چند انضباطی، بین انضباطی یا جامع، احتیاط آمیز و مشارکتی باشد. این اهداف بطور فزاینده اي ، به سوي توسعه پایدار ارتقاء پیدا می نماید. ساز و کار چند انضباطی ، نیازمند مشارکت دادن انضباط هاي مختلف جهت اخذ اطلاعات، ایجاد مهارت در تجزیه و تحلیل و ایجاد بصیرت است اما در جستجوي تلفیق نظرات و ایجاد تفاهم نیست. در ساز و کار بین انضباطی باید نسبت به ایجاد ادبیات مشترك و حرکت به سوي نزدیک نمودن همکاري هاي بین بخشی و تلفیق نظرات اقدام نمود. چنین ساز و کاري مشکل به نظر می رسد زیرا باید مفاهیم مختلف را درهم بیآمیزد .این ساز و کار نیازمند آگاهی از مسائلی است که در محدوده بین المللی و منطقه اي بوده و داراي جنبه هاي اقتصادي و اجتماعی بوده و متأثر از مسایل سیاسی ، مسائل احساسی و یا مسائل اخلاقی نیز می باشد. امروزه موانع متعددي بر سر راه مدیریت محیط زیست وجود دارند که یکی از آنها ، عدم توجه متخصصان مدیریت محیط زیست به تقابل انسان محیط زیست است. آنها اغلب تدوین و اجراي قوانین ، سیاست ها و مقررات زیست محیطی را مورد توجه خود قرار می دهند.منتقدان زیادي در مورد سیستم هاي مدیریت زیست محیطی اظهار نظر کرده اند. این مباحثات امکان استقرار آسان این سیستم مدیریتی را در جهت نیل به اهداف زیست محیطی فراهم آورده اند.پرورش و ارتقاء مناسب اخلاق زیست محیطی در عموم مردم بسیار با اهمیت و در عین حال مشکل است . سیستم هاي مدیریت زیست محیطی هنوز در حال آزمایش و توسعه  در اجراي مقاصد خود  هستند.


 اخبار مرتبط:  

ارسال نظر:

capcha

 نظرات  

صدور گواهینامه ایزو
jyane construction