•  
  •  0 دیدگاه
  •  خبر
  • کد خبر : ۷۸۶۶۵

جدی‌ترین اثرهای تغییر اقلیم در ایران


تغییرات اقلیمی آسیب‌هایی را در حوزه‌های مختلف چه در سطح جهانی و چه در سطح ملی کشورها به همراه خواهد داشت.

به گزارش زیست آنلاین، جدی ترین اثرات تغییرات اقلیم در ایران در دهه های آتی بر نزولات جوی، منابع آب، وضعیت بهداشت، تنوع زیستی و... منعکس خواهد شد. براساس نتایج شبیه سازی های انجام شده، ایران ازجمله کشورهایی است که طی دهه آتی با افزایش دما، کاهش میزان بارش، کاهش روزهای یخبندان، افزایش روزهای داغ و... مواجه خواهد شد. با توجه به اهمیت هر یک از رویدادهای متاثر از تغییرات اقلیمی بر منابع تولید کشاورزی، در این گزارش پس از نگاهی اجمالی به پیش بینی وضعیت آینده اقلیمی ایران، اثرات و آسیب های ناشی از تغییرات اقلیمی بر منابع آب، جنگل ها و مراتع، نواحی ساحلی، تنوع زیستی و کشاورزی، دامداری و شیلات مورد بررسی قرار گرفته است.

چشم انداز وضعیت اقلیمی ایران

براساس نتایج شبیه سازی های انجام شده در زمینه تغییرات متغیرهای آب و هوایی تا سال ۲۰۴۰ میلادی (۲۵ سال آتی) نسبت به دوره ۲۰۰۵-۱۹۷۶ (دوره پایه مشاهداتی)، توسط IPCC تغییرات اقلیمی در ایران پیامدهای زیر را به دنبال خواهد داشت:

- متوسط میزان بارش ۹ درصد کاهش خواهد یافت.

- متوسط دمای کشور حدود یک درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت.

- تعداد بارش های سنگین و سیل آسا تا ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت.

- تعداد روزهای داغ (دمای بیش از ۳۰ درجه سانتیگراد) در اکثر نقاط کشور افزایش می یابد و این افزایش در جنوب شرق کشور (استان های سیستان و بلوچستان و کرمان) بیش از مناطق دیگر خواهد بود.

- تعداد روزهای یخبندان در اکثر نقاط کشور کاهش خواهد یافت و بیشترین کاهش در شمال غرب کشور (استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل) خواهد بود.

- تعداد روزهای خشک در اکثر نقاط کشور افزایش می یابد و مناطق غرب (استان های ایلام، کردستان، لرستان و کرمانشاه) و جنوب شرق (استان های سیستان و بلوچستان و کرمان) بیشترین روزهای خشک را تجربه خواهند کرد.

- افزایش روزهای خشک موجب وقوع خشکسالی در اکثر نقاط کشور خواهد شد.

بروز خشکسالی در تغییر اقلیم

اثر تغییرات اقلیمی بر منابع آب کشور

منابع آب کشور ازجمله بخش هایی است که به طور جدی از تغییرات اقلیمی متاثر خواهد شد و حوزه های وسیعی از آن شامل منابع آب های سطحی و زیرزمینی، سازه های آبی، شبکه های آب و فاضلاب، شبکه های آبرسانی شهری، ایستگاه های پمپاژ و سازه های مرتبط با بخش آب با پیامدهای قابل ملاحظه یی روبه رو خواهند بود. برخی از این پیامدها در ادامه آمده است:

- امنیت سازه های آبی کشور با افزایش تعداد بارش های سنگین و سیل آسا با ریسک بیشتری روبه رو خواهد بود.

- سرانه ذخایر آبی کشور تا حدود ۱۳۰۰ مترمکعب کاهش خواهد یافت.

- با افزایش یک درجه سانتیگراد دمای کشور، معادل ۱۳ میلیارد مترمکعب منابع آبی کشور از طریق تبخیر از دسترس خارج می شود و این تهدید بزرگی برای منابع روباز آبی کشور است.

- رژیم کمی و کیفی منابع آب سطحی و ذخایر برف و یخچال تغییر خواهد کرد و این امر منجر به افزایش رواناب در زمستان و کاهش آن در بهار خواهد شد.

- رواناب در ۵ حوضه آبریز کشور افزایش و در ۳۰ حوضه کاهش خواهد یافت. بیشترین کاهش رواناب در حوضه های کرخه (۳۸ درصد) و کارون (۳۶ درصد) خواهد بود. رواناب حوضه های آبریز تالش و انزلی ۱۲ درصد افزایش خواهد یافت.

- استان های خوزستان، فارس، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان با بیشترین کاهش رواناب روبه رو خواهند شد.

- با توجه به اینکه ۹۰ درصد تولید برقابی در حوضه های کارون و کرخه انجام می شود، با کاهش بارش و رواناب در این حوضه ها، کاهش تولید نیروگاه های برقابی کشور در ۲۵ سال آتی قطعی است.

 اثر تغییرات اقلیمی بر جنگل‌ها و مراتع کشور

هم اکنون مساحت جنگل‌های کشور حدود ۲.۱۴ میلیون هکتار است و حدود ۶.۷ درصد مساحت کشور از جنگل تشکیل شده است. این درحالی است که براساس معیارهای بین المللی هر کشوری با مساحتی کمتر از ۲۵ درصد جنگل نسبت به مساحت کل آن، کشوری در موقعیت بحران زیست محیطی است. سطح مراتع کشور درحال حاضر ۷.۸۴ میلیون هکتار است و سهم مراتع از کل مساحت کشور ۵۲ درصد است. تغییرات اقلیمی بر جنگل ها و مراتع کشور اثراتی به شرح زیر خواهد داشت:

- کاهش بارش اثرات قابل توجهی بر جنگل های شمالی و به خصوص بر گونه های جنگلی مانند توسکا و توسکای ییلاقی و گونه های سازگار شده جنگل های قدیمی خواهد داشت.

- با افزایش دما و شوری آب خلیج فارس و دریای عمان، جنگل های ماندابی این حوزه مورد تهدید قرار خواهند گرفت.

- با کاهش پوشش های گیاهی مراتع براثر کاهش بارش و بارش های سیل آسا در این مراتع، فرسایش خاک افزایش یافته و موجب تشدید فقر پوشش گیاهی مراتع خواهد شد.

- لازم به ذکر است که ارزش زیست محیطی جنگل ها و مراتع بیش از ارزش اقتصادی آنها است. به طور مثال تنها ۲۵ درصد ارزش هر هکتار مرتع مربوط به تولید علوفه است و ۷۵ درصد آن دارای کارکرد زیست محیطی است.

اثرات خشکسالی

تغییرات اقلیمی و کوچ گونه‌ های گیاهی

یکی از تبعات درازمدت تغییرات اقلیمی در مازندران که قطب کشاورزی ایران محسوب می شود و بخشی از تامین امنیت غذایی کشور را بر عهده دارد، آسیب پذیر شدن گونه های مختلف کشاورزی به ویژه در مناطق جلگه ای است.

بر اساس داده های آماری هواشناسی و همچنین اظهار نظر کارشناسان کشاورزی، تغییرات اقلیمی سال های اخیر بر هر سه منطقه آب و هوایی مازندران اثرگذاری کرده و بیشترین تبعات منفی را هم برای گونه های کشاورزی و دیگر گیاهان به عنوان داشته های اصلی استان مازندران به همراه داشته است.

محققان و کارشناسان بخش کشاورزی می گویند تغییر اقلیم سبب شد تا بسیاری از اطلاعات و داده های کشاورزی زراعی و باغی که در زمان‌های گذشته مورد استفاده قرار می گرفت، دیگر کارایی لازم را نداشته و باید باز طراحی شوند.

آنان معتقدند با توجه به تغییر اقلیم ناشی از افزایش دما و کم بارشی، شاخص های مهم الگوی کشت، تاریخ کشت و برداشت، دوره آبیاری، زمان استفاده از سموم و نوع کود نیاز به تغییر دارند.

شاخص های اقلیمی کشاورزی، اثر عوامل اقلیمی موثر بر رشد گیاهان را با استفاده از پارامترهای هواشناسی محاسبه و تصویری از وضعیت رشد، نمو و تولید محصولات زراعی در شرایط مختلف آب و هوایی ارایه می دهد.

بر این اساس، در شرایط تغییر اقلیم شاخص های اقلیمی کشاورزی نیز دستخوش تغییر شده که با ارزیابی تغییر این شاخص ها امکان بررسی واکنش گیاهان زراعی به شرایط اقلیمی آینده میسر خواهد بود.

مجتبی محمودی، رییس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران به ایرنا گفت: مشاهده‌ها و تحقیقات اولیه نشان می دهد که به دلیل افزایش دمای هوا، گونه های کشاورزی استان برای رسیدن به دمای متعادل باید تا یکصد متر به سمت ارتقاعات کوچ کنند.

وی افزود: از آنجایی که تغییر اقلیم با افزایش دما سریع در حال انجام است، الگوی کشت محصولات کشاورزی در استان به رغم هزینه های سنگین، دوباره باید انجام شود. موسسات تحقیقات کشاورزی باید بر اساس تغییر اقلیم رقم های مختلف محصولات کشاورزی مقاوم به گرما و کم آب بر را بر اساس شرایط اقلیمی جدید استان تهیه کنند.

محمودی وضعیت منابع آبی استان مازندران و برداشت بی رویه و غیر اصولی برای مصارف کشاورزی را هم نگران کننده توصیف کرد و گفت: اگر روند بالا کشیدن آب از چاه های کشاورزی به همین صورت ادامه یابد، با ورود آب شور دریای خزر به منابع آب های زیر زمینی، آینده وحشتناکی در انتظار کشاورزی استان خواهد بود.

تغییر اقلیم زیست‌ بوم‌های ساحلی خزر را تهدید می‌کند

بهزاد لایقی، مدیر کل مرکز علوم جوی و اقیانوسی سازمان هواشناسی کشور ضمن پیش‌بینی کاهش تراز دریای خزر طی سال‌های آینده بر اثر پدیده تغییر اقلیم نسبت به تخریب زیست‌بوم‌های ساحلی خزر هشدار داد و در پاسخ به پرسشی مبنی بر تاثیر تغییر اقلیم بر نوسانات تراز آب دریای خزر گفت: یکی از پیامدهای تغییر اقلیم در حوضه آبریز دریای خزر، کاهش بارندگی و افزایش دما است. با توجه به این وضعیت، دبی رودخانه‌های منتهی به دریای خزر و بارش درون دریا کاهش یافته و از طرف دیگر با افزایش دما و کاهش ابرناکی، میزان تبخیر در سطح دریا بیشتر شده است. بر اساس سناریوهای تدوین شده در هیات بین‌الدول تغییر اقلیم (IPCC) میزان بارش در سال‌های آتی نیز در این منطقه کاهش می‌یابد و طبیعتا باید منتظر روند کاهشی تراز آب دریای خزر در دهه‌های آینده باشیم.

این کارشناس سازمان هواشتاسی ادامه داد: بیشترین تاثیرات تغییر اقلیم ناشی از کاهش تراز آب دریای خزر، در منطقه مربوط به زیست‌بوم‌های ساحلی و مناطق حفاظت‌شده و تالاب‌ها در این منطقه است. این کاهش تراز آب منجر به تخریب زیستگاه‌های فعلی و همچنین افزایش شوری و اسیدیته آب می‌شود که شرایط نامساعدی را برای آبزیان منطقه و زنجیره‌های زیستی متصل به آنها ایجاد می‌کند. با توجه به این وضعیت، راهکار مناسب را می‌توان در بهبود شرایط زیست‌بوم‌های ساحلی با انجام تغییرات و یا جابجایی زیستگاه‌های فعلی و یا راهکارهای مهندسی برای افزایش توان اقلیمی این زیستگاه‌ها جستجو کرد.

ذوب شدن مخازن یخچال ها

تاثیرات پنهان تغییر اقلیم در ایران

در نیمه دوم قرن بیستم موضوع افزایش گازهای گلخانه ای و نظریه تغییر اقلیم توسط برخی از دانشمندان مطرح شد. پیش بینی شد که جهان با چالش جدیدی از رویدادهای جدی مواجه خواهد شد. خشکسالی های ممتد و طولانی به همراه وقوع سیلاب های بزرگ مخرب، افزایش گرمای زمین و نهایتاً تغییرات وضعیت جهانی در تمرکز جمعیت، رخداد مهاجرت های بزرگ و حوادث غیرمترقبه در مناطق مختلف کشور پی آمدهای تغییر اقلیم خواهد بود.

به‌ گزارش ایسنا، از سال های پایانی قرن بیستم زنگ اخطار مراکز علمی جهانی به ساکنان زمین به صدا درآمد و نهادهای بین المللی به شکل های جدی تری به چاره اندیشی پرداختند. تغییر اقلیم از نظریه به واقعیت انکارناپذیر تبدیل شد و انسان از اثرات آن به شدت آسیب دید.

 بسیاری از مناطق جهان با خشکسالی و اثرات آن مانند خالی از سکنه شدن روستاها مواجه شدند و همزمان نیز سیلاب های مخرب در نواحی دیگری رویداد. نشست ها و همایش های جهانی نظیر کنفرانس ریو از دو دهه پیش و در ادامه آن کنفرانس جهانی تغییر اقلیم در پاریس و  مراکش در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ میلادی با حضور صدها نفر از روسای جمهور و یا معاونان آنها برنامه های جامعی را برای سازگاری با تغییر اقلیم ارایه دادند و کشورها متعهد شدند که با اجرای برنامه هایی از میزان انتشار گازهای گلخانه ای بکاهند.

در همین دوره زمانی در ایران شاهد ۴ رویداد در مباحث تغییر اقلیم هستیم اولین مساله اینکه میزان بارندگی متوسط کشور حدود ۲۰ درصد کاهش یافته به گونه ای که متوسط بلندمدت از ۲۵۰ به ۲۱۰ میلیمتر درسال تقلیل یافته است.

همچنین  دردو دهه اخیر براساس سنجش های صورت گرفته پهنه سرزمینی کشورمان بصورت متوسط ۱.۱ درجه سانتیگراد گرم شده است و بر اساس پیش بینی های انجام شده تا دهه آینده این میزان به ۲ درجه افزایش خواهد یافت. باتوجه به اثرات مستقیم درجه حرارت بر تبخیر، حدوداً‌۳۰ میلیارد مترمکعب در سال به حجم تبخیر افزوده خواهد شد.

علاه‌بر این بررسی های سازمان علمی جهان حاکی از آن است که ایران در محدوده مناطقی است که در سال‌های پیش رو به دلیل تغییرات اقلیمی بیش از ۱۵% از عملکرد تولیدات محصولات کشاورزی آن کاسته خواهد شد.

از سوی دیگر براساس برنامه ها و چشم انداز مصوب کشور جمعیت کشور تا افق ۱۴۲۰ به ۱۰۶ میلیون نفر خواهد رسید. لذا حدود ۳۲ درصد ساکنان پهنه سرزمینی افزایش خواهند یافت.

در صورت ادامه روند موجود تغییرات آب و هوایی میزان منابع آب تجدیدپذیر کشور از ۱۳۰ میلیارد مترمکعب به ۷۰ میلیارد کاهش خواهد یافت و همچنین از عملکرد محصولات کشاورزی نیز ۱۵درصد کاسته خواهد شد و این در حالی است که رشد جمعیت کشور ۳۲ درصد پیش بینی شده است. لذا مدیریت تأمین و مصرف آب، غذا و انرژی در آینده ای نه چندان دور در منطقه و بویژه در کشور از مباحث مهمی خواهد بود که توجه به آن و تعیین مسیر راه برای رفع مشکلات ناشی از کمبودها ضروری خواهد بود.

 ادامه روند فعلی تأمین و مصرف آب، غذا و انرژی درکشور به ویژه اختصاص یارانه به مصرف بیشتر این مولفه ها بطور بدیهی نمی تواند راه حل قابل قبولی برای پایداری اقتصاد کشور و تاب آوری منابع و مصارف در سطح ملی باشد. لذا تغییر الگوهای تولید، توزیع و مصرف منابع سه گانه آب، غذا و انرژی چالش مهم دهه های پیش رو خواهد بود و مدیریت آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در مصرف انرژی، براساس آمارانتشار یافته توسط مراجع بین المللی ، کشور ایران بالاترین ضریب شدت انرژی در جهان را دارد در مقایسه با سایر کشورهای جهان نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص ملی کشورمان چند برابر است. در انتشار گازهای گلخانه ای نیز ایران به دلیل استفاده بیش از حد از سوخت های فسیلی جزء ۱۰ کشور رتبه اول در جهان محسوب می شود و این روند بصورت فزاینده ادامه دارد.

در مصارف آب کشاورزی نیز بیشترین میزان آب بدون توجه به کمبودها و رعایت الگوی مصرف بهینه و الگوی کشت مناسب در ایران استفاده می شود. براساس آمار سازمان جهانی غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد  بهره وری محصولات کشاورزی به ازای یک مترمکعب آب نسبت به متوسط جهانی نصف است.

حدود ۲۷/۹ میلیارد مترمکعب آب ناشی از ضایعات کشاورزی در مرحله برداشت تا قبل از مصرف محصولات کشاورزی بدلیل بسته بندی و نحوه ارایه به بازار هدر می رود. کلیه آمار و اطلاعات و شواهد انتشار یافته توسط مراجع ملی و بین المللی حاکی از مصرف گرائی و عدم توجه به پایداری و تاب آوری اقتصاد آب و انرژی است.

 سهم یارانه غیرنقدی اختصاص یافته به آب و انرژی بر اساس گزارش سازمان برنامه و بودجه در سال بیش از ۳۰۰ هزار میلیارد تومان است و این در شرایطی است که کشور برای طی مراحل توسعه، ارتقاء‌سطح زندگی مردم، ایجاد سالانه حدود یک میلیون شغل جدید، نیاز به این سرمایه دارد لذا حل مشکلات آب، انرژی و تامین غذا، از محورهای مهم برنامه دولت برای آینده پیش رو است.

 دولت باید برنامه کاهش شدت انرژی و مصرف بی رویه آب را با استفاده از تمامی مولفه های ممکن به اجرا گذاشته و از آن صیانت کند که اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در تمام لایه های اجتماعی، شامل سیاست گزاران، تصمیم سازان، نهادهای اجتماعی و یکایک مردم شریف ساکن در سرزمین برای آشنایی و نهادینه شدن رعایت اخلاق اجتماعی قابل قبول در مصرف و مبارزه با مصرف گرایی. نقش راسانه و شبکه های اجتماعی در این خصوص بسیار حائز اهمیت است.

همچنین کاهش تلفات در تامین، توزیع و انتقال  آب و انرژی، دولت اعتباراتی را که صرف توسعه تاسیسات تامین می کند باید با قاطعیت برای کاهش تلفات هزینه کند. تاسیساتی که با زحمات زیاد و صرف هزینه گزاف تهیه شده است با بهره وری پایین بکار گرفته می شود. لذا اثرگذاری آن در حل مشکلات جامعه کم بوده و نتیجه لازم حاصل نمی شود.

ابزار اقتصادی و تعرفه آب و انرژی و عدم تعادل بین هزینه تمام شده و تعرفه تکلیفی از مباحث مهم دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. یارانه آب و انرژی در مصارف شهری و کشاورزی به شکل نامتوازنی توزیع می شود. بدون استفاده از ظرفیت های تعرفه ای و اصلاح قیمت ها نباید در انتظار تحولی جدی در کاهش مصرف و افزایش بهره وری آب و انرژی باشیم.

همچنین در صورتیکه بهای آب و انرژی اصلاح شود، استفاده از ابزار کاهنده در محل مصرف  نیز می تواند در اصلاح الگوی مصرف موثر باشد. طبعا مادامی‌که آب و انرژی به لحاظ اقتصادی کالایی کم ارزش در جامعه قلمداد شوند، نباید انتظار اصلاح رویه مصرف با هزینه سازی و استفاده از تجهیزات کاهنده را داشته باشیم.

علاوه‌بر این امروز در جهان استفاده از آب خاکستری و مصرف مجدد پساب برای اموری نظیر آبیاری فضای سبز و شستشوی فضای عمومی بسیار رایج است. حتی در کشورهایی با بارش و منابع ‌آبی بسیار نیز دولت ها ضوابطی برای مصارف مجدد آب از طریق تصفیه فاضلاب ارائه کرده اند. پساب می تواند بخش بسیاری از مصارف را پوشش دهند و تهدید منابع آبی به لحاظ کمی و کیفی را کاهش دهد.

بکارگیری مولفه‌های یاد شده می تواند برنامه برون رفت از چالش های مدیریت منابع آب و انرژی باشد. امید است دولت مردان و تمامی اقشار جامعه توجه ویژه های به حفظ منابع آب و انرژی و زمین برای نسل آینده داشته باشند.


 اخبار مرتبط:  

ارسال نظر:

capcha

 نظرات  

صدور گواهینامه ایزو
jyane construction