•  
  •  0 دیدگاه
  •  خبر
  • کد خبر : ۷۸۶۳۳

بحران آب در جهان


اعظم فروزان

زیست آنلاین: پیش بینی می شود تا سال ۲۰۵۰ تقاضای آب صنعت ۴۰۰ درصد و تقاضای آب خانگی۱۳۰ درصد افزایش یابد، و این در حالیکه است که هنوز۶۶۳ میلیون نفر در جهان به آب شرب مطلوب دسترسی ندارند.

به گزارش زیست آنلاین، امروزه دیگر کمبود منابع آب شیرین به مسئله ای جهانی تبدیل شده است و مسائل و مشکلات مربوط به آن به طور روزافزونی  در حال افزایش است. آب شیرین برای تامین مواد غذایی، بهداشت جامعه، توسعه صنعتی و شهری، حفاظت محیط زیست و سرانجام تامین امنیت ملی و دستیابی به صلح پایدار مورد استفاده قرار می گیرد و کمبود آن نگرانی های گسترده ای را در میان جهانیان به وجود آورده است.”ناهمگونی و عدم توازن میان منابع محدود آب و تقاضای روزافزون  برای آن از یک سو و تجمع پساب و فاضلاب های آلاینده از سوی دیگرسبب  ورود  واژه ای  تحت عنوان"بحران کیفی و کمی آب" در واژگان مدیریت منابع آب شده است. 

مفهوم بحران آب تنها در کمیت آب خلاصه نمی شود

همانطور که در این تعریف نیز دیده می شود مفهوم بحران آب تنها در کمیت آب خلاصه نمی شود، بلکه کاهش کیفیت آب به سبب آلودگی های گسترده و نیز دخالت بشر در چرخه آب و طبیعت، به عامل بازدارنده ای در ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای آب در مقیاس منطقه ای، ملی و محلی تبدیل شده است. 
امروزه حتی "زیادبود"آب نیز که در مقاطع کوتاهی از زمان حجم عظیمی از جریان سیلاب های دهشتناک را ایجاد می کند، خود به یک بحران بزرگ تبدیل شده است. 
بررسی تحولات اخیر در خصوص مسائل مربوط به آب در جهان نشان می دهد که اگرچه اولین هشدارها را در این زمینه دانشمندان علوم آب داده اند اما وقوع این هشدارها و مشاهده عینی آنها سبب شده است تا اینکه مباحث مربوط به مدیریت آب در رده های بالای تصمیم گیری در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی  مطرح شود.    
 این باور که چون ۷۰ درصد کره زمین را آب فرا گرفته پس آب فراوان است باور اشتباهی است، زیرا تنها ۲.۵٪ از کل آب جهان شیرین است. این منابع محدود باید مصرف جمعیت جهان را – که تا سال ۲۰۵۰ به ۹/۷ میلیارد نفر می رسد -را تامین کند. پیش بینی می شود در آن زمان  حدود ۳.۹ میلیارد و یا بیش از ۴۰ درصد از جمعیت جهان، در مناطقی قرار داشته باشند که منابع آب در آنها به شدت کمیاب است.

کمبود آب


این  تنها افزایش جمعیت نیست که منابع آب را تحت فشار قرار داده است، افزایش مصرف سرانه نیز عامل دیگر این فشار فزاینده است. 
در حالیکه جمعیت جهان در طی قرن بیستم ۳ برابر شده است، میزان مصرف ۶ برابر افزایش یافته است. پیش بینی می شود از حال حاضر تا سال ۲۰۵۰ تقاضای آب  صنعت ۴۰۰ درصد و تقاضای آب خانگی۱۳۰ درصد افزایش یابد.
هرچقدر دسترسی به آب کاهش می یابد، رقابت برای این منابع محدود افزایش می یابد. ۶۰٪ از آب های سطحی جهان از حوضه های رودخانه ای مشترک بین المللی به دست می آیند و حدود ۵۹۲ آبخوان مشترک بین مرزی در جهان  وجود دارد.  با توجه با این وضعیت  همکاری و هماهنگی بین کشورها برای اطمینان از  تامین نیاز های انسان، اقتصاد و محیط زیست ضروری است. با وجودی که صدها قرارداد بین المللی آب در طول سالهای  اخیر امضا شده است، اما هنوز نحوه همکاری کشورها برای مدیریت  فشارهای فزاینده  بر منابع به نحوی که منجر به اختلافات بیشتر در آب نشود، مشخص نیست. اگرچه انسان در طول تاریخ با مسئله کمیود آب رو به رود بوده است و در مقابله با کمبود آب به ویژه در مناطق خشک، نیمه خشک دنیا تلاش های عظیمی را سازمان داده که میتوان به عنوان"تمدن های آبی " نام برد. 
بنابراین از این نگاه، بحران آب در طول تاریخ تمدن بشر با وی همراه بوده است. اما به نظر می رسد بحران آب در عصر حاضر دو وجه مشخص دارد که هیچ گونه شباهتی با مسائل آب در گذشته ندارد.
به  اعتقاد عباسقلی جهانی، یکی از کارشناسان ارشد منابع آب کشور حاضر  علت این امر به سبب این موارد است:
•  در بسیاری از نقاط دنیا نیازهای آبی و یا تقاضا برای آب از مرزهای منابع آب قابل استحصال از نظر فنی و اقتصادی عبور نموده و یا در حال عبور از آن است و این موضوع  در آینده با ابعاد نگران کننده ای همراه خواهد شد –که امروزه نیز شاهد آن هستیم-به عبارت دیگر تفاوت ماهوی این مشخصه با گذشته این است که در گذشته های دور، آب از نظر مقداری و کمی در دسترس بود لکن محدودیت فن آوری، موجب می شد که استحصال آب با دشواری های زیادی همراه باشد و در آینده به دلیل رسیدن مصرف به سقف امکانات توسعه منابع آب، اصولا آب اضافی دیگری برای توسعه در دسترس نخواهد بود هرچند که حتی مشکلی  از نظر منابع مالی و فنی نیز وجود داشته باشد.
• اگر در گذشته مشکلات  و مسائل آب در مقیاس محلی مطرح بوده ، اکنون و در آینده این مشکلات در مقیاس های ملی، منطقه ای و حتی جهانی بروز خواهد نمود و این فرایند موجب شده حفظ صلح، تامین امنیت غذایی و بالاخره توسعه پایدار مطرح گردد. قطعا اولین قربانی های این وضع کشورهای جهان سوم و در حال توسعه خواهند بود. به خصوص که ابعاد مساله در بین این نوع کشورها ،هم به لحاظ این که سهم و وزن بزرگی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند . هم به دلیل این که بخش وسیعی از مساحت کشورهای مذکور به طور طبیعی از کمبود بارندگی و منابع آب  تجدید شونده در رنجند و بالاخره با دلیل محدودیت شدید در تجهیز منابع مالی، بسیار گسترده تر دیده می شود.
هر چند منابع آب شیرین، از منابع تجدید شونده محسوب می شود و فرایند تجدید پذیری آن به تبعیت از چرخه آب در طبیعت می باشد، اما مقدار آبی که از این طریق در سطح کره زمین و یا در هرمحدوده جغرافیایی و زمانی مشخص، پدید می آید صرف نظر از تغییرات بین سالی، معین و ثابت است. 
به عبارت بهتر مقدار آب تجدیدپذیر که سطح کره زمین هم اکنون و به طور سالانه دریافت می کند معادل همان آبی است که شاید هزاران سال پیش و از بدو بروز تمدن های بشری دریافت می نمود.
 این در حالی است که توزیع مکانی و زمانی مقدار آب تجدیدشونده کاملا متغیر بوده و متناسب با توزیع جمعیت و نیازهای آبی جوامع بشری نمی باشد. به طور مثال قاره آسیا که ۶۰ درصد جمعیت جهان را در خود جای داده است ۳۶ درصد آب تجدید پذیر جهان را به خود اختصاص داده است. و یا حوزه آبریز رودخانه آمازون ۱۴ درصد منابع آب تجدیدپذیر جهان را در اختیار دارد در حالیکه ۰/۴ جمعیت جهان را در خود جای داده است. 

مقایسه میزان مصارف آب در مقیاس جهانی

اگرچه افزایش جمعیت ملازم با مصرف بیشتر آب  است اما این رابطه خطی نیست. بررسی ها نشان می دهد که هرچه سطح رفاه و به تبع آن تنوع نیازهای انسان افزایش می یابد، سرانه مصرف  آب نیز افزایش می یابد. بدین ترتیب که گسترش شهرنشینی، توسعه صنعتی و ورود آن به دوران بلوغ و توسعه کشاورزی با الگوهای کشتی که  پاسخگوی سطح در حال افزایش رفاه انسان ها باشد، موجب گردیده است که میزان مصارف آب در مقیاس جهانی به سرعت به مرز میزان آب قابل دسترس از منابع آب تجدید شونده جهان نزدیک می شود.
 اما این تامین آب به سادگی صورت نگرفته است. از یک سو برای متناسب نمودن توزیع زمانی و مکانی منابع آب با نیازها، حجم عظیمی از منابع مالی و نیروی انسانی ملل دنیا برای ایجاد، بهره برداری و نگهداری از تاسیسات آبی مصرف شده و ازدیگر سو این افزایش رفاه، آثار و تبعات منفی بسیاری را به ارمغان آورده است که در راس آن تخریب، ضایع شدن و آلودگی منابع آب و محیط زیست است که برخاسته از اقدام نسنجیده بشر برای ارتقای سطح رفاه خود می باشد. این دو فرایند متضاد، شرایطی را فراهم آورده است که  منابع آب شیرین از یک منبع تجدیدشونده به یک منبع نیمه تجدیدشونده و میرا تبدیل شود.

نگاهی به بحران آب


اما علت این بحران چیست؟  و چه عواملی میتواند سبب تشدید آن گردد؟  مواردی  از شیوه های نادرست به کار گرفته شده در مدیریت منابع آب  را می توان به شرح زیر دسته بندی کرد:
۱. تکیه بر مدیدریت عرضه آب با سرمایه گذاری در طرح های تامین آب
۲. به فراموشی سپردن جنبه های مدیریت تقاضا، پایش مصرف و حفاظت منابع آب.
۳. برخورد با آب به عنوان یک منبع بی پایان که دارای ارزش اقتصادی نیست.
۴. جداسازی بخش های مختلف مدیریت آب و سپردن مسئولیت های بخش های آن به سازمان ها و نهادهای گوناگون،بدون چاره اندیشی در باره به کارگیری سازو کارهای هماهنگی و جامع نگر در مدیریت یکپارچه منابع آب.
۵. بی توجهی به جایگاه ویژه و نقش اساسی مشارکت مردم در برنامه ریزی آب، اجرا و بهره برداری  و نگهداری طرحهای توسعه منابع  آب
۶.نبودن تفکر برنامه ای در پیکره مدیریت منابع آب که به گونه ای آشکار، سبب ناپایداری و ناکار آمدی مدیریت توسعه منابع آب گردیده است.

شواهد زیادی برای نشان دادن بحران آب در جهان موجود است. انستیتو آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل در قالب گزارشی به مهمترین آنها اشاره کرده است .  براساس این گزارش بحران آب با خشکسالی تشدید می شود. خشکسالی بیش از هر بلای طبیعی جمعیت جهان  را تحت تاثیر قرار می دهد. در سال ۲۰۱۶، ۴۱۱ میلیون نفر تحت تأثیر بلایای طبیعی قرار گرفتند که ۹۴ درصد از این جمعیت تحت تاثیر خشکسالی قرار گرفته بودند. 

خشكسالي ها تاثير قابل توجهي بر كشاورزي دارند. خشکسالی سالانه به طور متوسط ۶ تا ۸ میلیارد دلار برکشاورزی ایالات متحده خسارت وارد می کند. در چین، خشکسالی در طول دو دهه گذشته باعث از بین رفتن بیش از ۲۷ میلیون تن تولید غلات شده است. و از دهه ۱۹۵۰ تا اوائل قرن بیستم، متوسط سالانه اراضی که تحت تاثیر خشکسالی قرار گرفته اند، از ۱۱.۶ میلیون هکتار به ۲۵.۱ میلیون هکتار افزایش یافته است .
 بحران آب تنها به کمبود منابع آبی محدود نمی شود بلکه بلایای طبیعی که براثر فراوانی آب در زمانی کوتاه پدید می آیند را نیز باید به این فهرست افزود. طی دو دهه گذشته، سیلاب ها اغلب فاجعه طبیعی جهانی بوده اند. در سال ۲۰۱۶، ۵۰ درصد از همه رویدادهای ثبت شده مربوط به سیل بود. پیش بینی می شود که ارزش کل خسارات ناشی از سیل تا سال ۲۰۵۰ ، ۴۵ تریلیون دلار باشد و این به معنی افزایش بیش از ۳۴۰٪  خسارت نسبت به سال ۲۰۱۰ است. بین سال های ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰ جمعیت جهان ۸۷٪ افزایش یافت، از ۳.۷ میلیارد به ۶.۹ میلیارد نفر رسید. در طول همین دوره، میانگین جمعیت در معرض سیل ۱۱۲ درصد افزایش یافت - از ۳۳.۳ به ۷۰.۴ میلیون  نفردر سال.
انتظار می رود تا سال ۲۰۵۰، به سبب افزایش جمعیت در مناطق  مستعد سیل، تغییرات آب و هوایی، جنگل زدایی، از دست دادن تالاب ها و افزایش سطح دریا، تعداد افرادی که  در معرض سیل قرار میگیرند به ۲ میلیارد نفر افزایش یابد.
اگر چه پیشرفت های زیادی در  در تامین آب آشامیدنی انجام شده است اما هنوز۶۶۳ میلیون نفر در جهان به آب شرب مطلوب دسترسی ندارند. به طور مثال حدود ۴۵ میلیون نفر در بنگلادش آب آشامیدنی حاوی آرسنیک مصرف می کنند که غلظت آن بیش ازغلظت استانداردهای WHO است. براساس آمارهای موجود ۱/۸ میلیارد نفر در جهان از آبی استفاده می کنند که آلوده به فاضلاب انسانی است.
 


 اخبار مرتبط:  

ارسال نظر:

capcha

 نظرات  

نظرسنجی


به نظر شما سرمایه گذاری جهت ارتقا بهره وری انرژی در کدامیک از بخش های زیر تاثیر بیشتری بر کاهش مصرف انرژی در آینده دارد؟




دوره دیجیتال مارکتینگ
مدیریت فرایند کسب و کار
jyane construction