•  
  •  0 دیدگاه
  •  مصاحبه
  • کد خبر : ۶۴۱۰۷

چرخ غذای سالم از بی قانونی می چرخد

دولت مشاورین خوبی در حوزه غذای سالم ندارد


زیست آنلاین : جریان غذای سالم اگرچه هنوز به یک صنعت تبدیل نشده اما فعالان حاضر در آن با آزمون و خطا حداقل های ممکن و زیرساخت های لازم را در اختیار علاقمندان به حضور و ورود قرار داده اند البته نقش دولت در این بین حائز اهمیت است در حالی که در این زمینه به اعتقاد فعالان، مشاورین خوبی ندارد.

به گزارش پایگاه خبری زیست آنلاین ،در همین راستاحسن محمدی، فعال حوزه غذای سالم در گفت و گویی به تشریح وضعیت و راهکارهای توسعه صنعت غذای سالم می پردازد:
وضعیت صنایع غذایی سالم در ایران چگونه است؟
اگر بخواهیم مقایسه ای در صنعت غذای سالم در یک دهه گذشته داشته باشیم و آنرا بررسی کنیم باید بگوئیم صنعت غذای سالم هیچ چیزی نداشت اما اکنون حداقل زیرساخت های اولیه آن فراهم است. همچنین ریسک ورود به این حوزه اکنون کمتر است و این گام مثبتی است و چون برای ورود به هر بازاری نیاز به مطالعات، آمارها و الگوهای از پیش تعریف شده ای است تا بتوان آنها را توسعه داد و در صنعت غذایی طرف ۱۰ سال گذشته این حداقل ها ایجاد شده است.
زمانی که ما وارد این حوزه شدیم هیچ الگویی وجود نداشت تا بتوان از آن کپی برداری کرد از اینرو مجبور به آزمون و خطا بودیم تا به یک الگو برسیم و رسیدن به این مرحله نیازمند هزینه است. اما امروز اگر فردی بخواهد به این حوزه وارد شود، دیگر نیاز به آن هزینه ها و پذیرفتن ریسک نیست چون زیرساخت ها وجود دارد.
چالش های این صنعت چیست؟
چالش ها تماما قانونی است. متاسفانه در قانون و اصناف، کسب و کار سبز و عرضه محصولات سبز و سالم اصلا تعریف نشده و سازوکار نظارتی برای آن وجود ندارد. چرخ این صنعت از بی قانونی می چرخد یعنی هرج و مرج در این صنعت به شدت به چشم می خورد. دو دسته فعال در این بخش حضور دارند اول آن گروهی هستند که سلامت دغدغه اصلی آنان است و دسته دوم گروهی سودجو هستند که پس از چند سال فعالیت در این بخش انگیزه خود را از دست داده و بعضا درکنار کسب و کار سبز، فروش سایر محصولات را نیز انجام می‌دهند و این چیزی است که به تازگی در صنعت غذای سالم به وفور به چشم می‌خورد.
در واقع سودجویان برای آنکه ارزش افزوده ای به کالای خود بدهند از این اسم استفاده می کنند.
با این توصیفات اسم آنرا صنعت نمی توان گذاشتم چراکه تعریف قانونی برای آن نشده و نظارت در آن ضعیف است، آیا می توان نام کسب و کار در راستای توسعه پایدار یا کسب و کارهای محلی را بر آن گذاشت؟
بله نمی توان نامی برای این صنعت گذاشت. کسب و کار هم نیست چون کسب و کار آن فعالیتی است که تبادلات مالی با توجه به سرمایه و وقتی که گذاشته می شود سبب ایجاد سودی شود پس در حقیقت این یک جریان است. در این بخش منفعت خاصی نصیب فعالان نمی شود.
چه راهکاری را می توان ارائه داد که این جریان به یک صنعت تبدیل شود؟ آیا تبدیل شدن این جریان به صنعت امکان پذیر است؟
زمانی را فرض کنید که در کشوری از لحاظ مالی و معیشتی دغدغه ای وجود ندارد و سیاست گذاران آن کشور درحال برنامه ریزی برای ۱۰ سال آینده آن کشور هستند آنگاه از تئوریسین ها برای برنامه ریزی استفاده کرده و فعالان کسب و کارها نیز به تحارت خود می پردازند اما در کشوری همچون ایران که دغدغه معیشت و مالی وجود دارد نمی توان از تئوریسین برای پیشبرد اهداف در حوزه غذای سالم استفاده کرد. متاسفانه در حال حاضر کسانی که به دولتمردان مشاوره و اطلاعات می دهند تنها یک عده تئوریسین صرف هستند و هیچ دیدی نسبت به تولیدات ارگانیک ندارند در حالی که باید سختی های کار و موانع آنرا بازگو کنند. به اعتقاد من دولت در حوزه غذای سالم مشاورین خوبی ندارد. با این حال اگر مشاورینی که به این حوزه اشراف و اشنایی دارند ورود پیدا کنند قطعا شاهد اتفاقات خوبی خواهیم بود و به راحتی می توان از چالش ها عبور کرد.
استقبال مردم از این محصولات با توجه به قیمت هایی که تقریبا ۳۰ تا ۴۰ درصد بالاتر از قیمت محصولات مشابه است، چگونه بود؟
اگرچه مصرف کننده تمایل به کاهش قیمت ها دارد اما بودن اینگونه محصولات را نیز می طلبد. برخی نیز تمایل به استفاده از این دست محصولات سالم دارند اما قادر به تامین بودجه آن نیستند بنابراین این وظیفه دولت هاست که در این زمینه کمک کند. به اعتقاد من بیشترین هزینه در حوزه غذای سالم نه در بخش تولید بلکه مربوط به حواشی تولید است که امکانات ان نیز در اختیار دولت است و دولت می تواند آنها را کاهش دهد. برای مثال در زمینه جا یا وام های کم بهره و حتی مالیات دولت می تواند کمک کننده باشد.
راهکار کاهش قیمت را چه می دانید؟
افزایش تولید راهکار اصلی کاهش قیمت است. راهکار افزایش تولید، افزایش تقاضاست که آن نیز به فرهنگ سازی باز می گردد. دولت در این زمینه می تواند با در اختیار قرار دادن تلویزیون، رسانه ها و مدارس اجازه فرهنگ سازی را در جامعه بدهد. چرا نباید در دروس مدارس درباره کشاورزی ارگانیک توضیح دهیم.
دولت با بسترسازی این چنینی می تواند تقاضا را افزایش داده درنتیجه خود به خود تولید افزایش می یابد و قیمت کم می شود.
راهکار شما برای افزایش اعتماد در بین مشتریان در شرایط فعلی که صنف غذای سالم هنوز یک صنعت نشده و تنها یک جریان است چیست؟
در تمامی جریان های مردمی و جریان هایی که از دل جامعه رشد می کند و به سطوح بالایی سرایت می کند چون تقاضاست و براساس نیاز واقعی مردم است، همیشه پایدار باقی می ماند. پس در بحث تقاضا خیلی به دولت نباید نگاه کرد بلکه مردم باید بخواهند و نسبت به محصولاتی که تهیه می کنند حساس بوده و نظارت داشته باشند.
با این حال این استقبال هنوز در بین جامعه ما جا نیافتاده است. الگویی که در دنیا استفاده می شود ارتباط مستقیم تولیدکننده و مصرف کننده می باشد و تا زمانی که این دو با یکدیگر ارتباط نداشته باشند نتیجه مطلوب قطعا حاصل نمی شود از اینرو می توان گفت آشنایی و ارتباط فروشنده و مصرف کننده، ۵۰ درصد مسائل را حل می کند اما این تنها سازوکار نیست اما پایدارترین الگو است.
آیا می توان این پیشنهاد را ارائه نمود که مصرف کنندگان سهامداران مراکز تولید محصولات ارگانیک شوند؟
این راه حل نیست شاید خوب باشد اما راهگشا نیست. هر مصرف کننده می تواند بجای سهامدار شدن عضو گروه های مختلف شود و در نهایت گروه ها با یکدیگر ارتباط داشته باشند این گروه ها همان شرکت های تعاونی هستند و درصد خطا نیز در شرکت های تعاونی کمتر است.
درمجموع این صنف نظارت حاکمیت را هم می طلبد نه نظارت یک شرکت. الگوهای زیاد و موفقی در دنیا وجود دارد و ما اولین آنها نیستیم پس می توانیم الگوبرداری کنیم.
در پایان اگر حرفی دارید بفرمایید ؟
در آخر باید بگویم، یک فضا را برای آینده خود یا فرزندانمان سالم نگه داریم و آن هم می تواند حوزه غذای ارگانیک باشد. یک جایی را بگذاریم تا افرادی که دغدغه سلامت دارند وارد شود نه افرادی که نگاه بیزینسی و تجاری دارند.
 


 اخبار مرتبط:  

 برچسب ها:  

ارسال نظر:

capcha

 نظرات  

jyane construction