کد خبر: 82435 / 04 فروردین 1399 - 23:02

مساله آب؛ برساختی اجتماعی یا واقعیتی گریزناپذیر

زیست آنلاین:در مقوله محیط زیست معمولاً مشکلات به هم پیوسته هستند و مانند مهره های دومینو هر مشکل، مشکل بعدی را راه می اندازد. علوم مختلف هم پاسخ های متفاوی به این پرسش می دهند. جواب ها همیشه بستگی به این دارد که شما متخصص چه دانشی هستید یا چه تجربه زیستی را از سر گذرانده اید. به عنوان مثال اگر بخواهیم در مورد بحران آب صحبت کنیم، چندین رویکرد را می توان تبیین کنیم که هرکدام قطعات مختلف پازل مسئله آب را نمایندگی می کنند.

 ما می دانیم ایران همواره کشور خشکی بوده و هیچگاه از وفور آب برخوردار نبوده، از لحاظ معرفت شناسی سوال می شود که چرا به مجرد اینکه وارد عصر مدرنیته شدیم بحران آب به وجود می آمد؟ معرفت شناسی، عقلانیت ابزاری را عامل این اتفاق می داند. "ماکس وبر" جامعه شناس قرن نوزده، معتقد است عقلانیت جامع نیست و باید آن را به گروه های مختلف دسته بندی کرد، مانند عقلانیت ابزاری، عقلانیت عاطفی، عقلانیت اخلاقی و مانند اینها.

در عصر مدرنیته ما درگیر عقلانیت ابزاری شدیم. عقلانیت ابزاری به ما حکم می کند که بالاترین بازده اقتصادی را بدست آوریم. در این عقلانیت، بدون اینکه بخواهید به پیامدها توجه کنید، حاضریم همه درختان را قطع کنیم، چون بالاترین بازده اقتصادی چوب را بدست خواهیم آورد. همین عقلانیت در قرن 18 و 19 در اروپا اتفاق افتاد و در سالهای اخیر نیز در ایران تکرار شد، در نتیجه معرفت شناسی ما، تبدیل به معرفت شناسی مدرنیته شد و عقلانیت ما منطبق شد بر بیشترین سود و بیشترین بازده بدون توجه به پی آمدها. 

حالا ممکن است یکی بخواهد از طریق علم جمعیت شناسی به مسئله آب ورود کند. در دوره کوتاهی جمعیت شهرنشین ما به سرعت از ترکیب 20 به 80 معکوس شد و به 75 به 25 رسید. تعداد جمعیت هم در یک دوره کوتاه دو برابر شد. مدرنیته کشاورزان را ترغیب کردکرد که به جای قنات چاه بزنند و به راحتی با پمپ آب بکشند. همین مدرنیته شهرنشین ها را تشویق کرد تا به اندازه چندین برابر پدرانشان آب مصرف کنند. 

رویکرد دیگری که ممکن است مطرح شود رویکرد اقتصادی و عقلانیت سرمایه داری است این عقلانیت می گوید: هر چیزی توجیه اقتصادی بهتری دارد که مصرفش بیشتر باشد.

با این دیدگاه، عقلانیت سرمایه دارانه هرگاه دچار کمبود چیزی شود به جای اینکه الگوی مصرف را اصلاح کند، کوشش می کند تا منابع جدید تامین نماید. مثلاً اگر در یک منطقه ای با کمبود آب مواجه شویم به جای اینکه الگوی مصرف آب اصلاح شود، سعی می کنیم از سایر مناطق آب را انتقال دهیم. در نتیجه روز به روز مصارف آب زیادتر می شود، درحالی که منابع آب افزایش پیدا نمی کند.

طبیعتاً سود کسانی که تجهیزات مورد نیاز را آب می سازند و آب را توزیع می کنند، در مصرف بیشتر آب است، حتی اگر دولت برای نرخ آب سوبسید بدهد. دقیقاً مانند سود سازندگان و وارد کنندگان خودرو که سودشان در مصرف بیشتر خودرو است، هرچند منجر به آلودگی هوای شهرها شود‌. البته من به عنوان یک دانشجوی جامعه شناسی ترجیح می دادم به جای اینکه بپرسید "چرا وضعیت محیط زیست و منابع آبی بحرانی شد؟" ، سوال کنید " چرا امروز بحران محیط زیست یا به صورت مشخص، موضوع آب، اولویت اول گفتمان عمومی و سیاسی جامعه شده و بالاتر از سایر بحران ها قرار گرفته است؟"

به راستی چرا بحران آب در اولویت قرار گرفته؟

 در جامعه شناسی محیط زیست دو رویکرد عمده در پاسخ به این سوال وجود دارد. رویکرد اول مربوط به واقع گرایان است که می گویند ما با بحران محیط زیست مواجه هستیم و باید برای آن راه حل هائی پیدا کنیم.

رویکرد دومی هم وجود دارد که معتقد است اهمیت و اولویت مسائل توسط عوامل مختلف اجتماعی "برساخت" می شوند. به عنوان مثال ممکن است اهمیت بحران طلاق در دوره ای بسیار پررنگ شود و همه تریبون های رسمی درباره آن صحبت کنند، درحالیکه در همان مقطع بحران های دیگری مثل بیکاری و بزهکاری در اجتماع وجود دارد که ممکن است بسیار مهم تر باشند.

برساخت گرایان می گویند چون به دلایل مختلف کانون های قدرت مایل به افزایش نرخ زاد و ولد هستند، به همین دلیل بحران طلاق را بر می کشند تا از زادو ولد کاسته نشود. حتی بعضی از افراد افراطی معتقدند بحران ها اساساً وجود عینی ندارند و فقط برساخت می شوند.

مانند رئیس جمهور آمریکا که معتقد است گرم شدن جهان برساخت چین است چون مخالف رشد اقتصادی آمریکا است. البته حالت های متعادل تری هم وجود دارد که معتقد است بحران وجود دارد، اما دلیل اینکه بحران محیط زیست در اولویت اول سیاسی و اجتماعی قرار گرفته، ناشی از علل اجتماعی است. 

حالا بیایید به جای "بحران طلاق"، "بحران آب" بگذاریم ببینیم آیا می توان با رویکرد برساخت گرایی به آن نگاه کرد یا خیر؟ 

 در موضوع آب من مایلم یکی از دلایل مطرح شدن بحران آب را پدیده ای با عنوان "تجمع نخبگان آب" نام گذاری کنم. در موضوع آب، ما دچار تجمع نخبگان شده ایم. هم اکنون تجمع اساتید موفق و مشروع و مشهور حوزه آب از سایر حوزه ها قوی تر است.

شما اگر در مورد فرسایش خاک یا آلودگی هوا از مردم یا حتی اهالی محیط زیستی بپرسید که چند متخصص مشهور در این حوزه می شناسید، ممکن است خیلی ها جواب مشخصی نداشته باشند. اما کافی است در مورد نخبگان محیط زیست در بخش آب سوال کنید. بلافاصله چندین نام آشنا مطرح خواهد شد، آنهم افرادی که در حوزه های علمی مرجع هستند و می تواند سخنشان درباره مشکلات آب، نزد مردم و سیاستمداران به واقعیت علمی تبدیل شود و اعتبار و مشروعیت پیدا کند.

 مساله دیگرمرتبط با همین موضوع خصلت قدرت زا بودن بحران هاست که می توانند عده ای را از قدرت دور کنند و به عده ای دیگر قدرت دهند. مثلاً اگر جامعه ای دچار بحران بیماری شود، نخبگان پزشکی قدرت می یابند.

حالا سوال من این است، اگر جامعه ای دچار بحران آب شود چه کسانی قدرت خواهند گرفت؟ جواب روشن است آنها که دانش مدیریت بحران آب را دارند و از قضا تعدادشان هم زیاد و مشروعیت علمی و سیاسی شان هم بالاست. بحث بین دانش و قدرت البته بحث مفصلی است و من به هیچ وجه قصد زیرسوال بردن زحمات یا دلسوزی های صادقانه نخبگان و فعالین حوزه آب را ندارم.

اما خواهی نخواهی یکی از پیامد های ناخواسته و کارکرد پنهان بحران آب، قدرت گرفتن متخصصان این حوزه است. این قدرت حالا یا ممکن است مادی باشد یا معنوی، یعنی ممکن است متخصصان این حوزه پست ها و مقامات مهم کسب کنند یا ناگهان مخاطبان زیاد و قدرت اثرگذاری بالا به دست بیاورند.

 یکی دیگر از دلایل برساخته شدن بحران آب گروه های ناراضی هستند. سالها است که دولت ها برای بدست آوردن مشروعیت، از آب استفاده می کنند و سعی کرده اند درجهت رفاه مردم با هر فشار و آسیبی که شده، آب مورد نیاز مردم را تامین کنند و از آب اشتغال ایجاد نمایند.

اصولا فراهم بودن آب و نان به صورت نمادین نمایانگر میزان کارآمدی یک دستگاه سیاسی حاکم است. حالا که خللی در عرضه آب به وجود آمده، گروه های ناراضی در جهت معکوس این روند سعی می کنند از آب برای مشروعیت زدایی از دولت ها استفاده کنند. به این شکل تجمع اپوزسیون در حوزه آب به وجود آمده، می بینید ناگهان کسانی که تاکنون هیچ رویکرد محیط زیستی و دغدغه آب نداشته اند، به مسئله آب روی آورده اند و سعی می کنند در جهت اهداف خود، مشکل آب را بیشتر از اندازه واقعی جلوه دهند.

منظورمن این نیست که بگویم مسئله آب بحرانی است یا خیر، مسئله بر سر اولویت بندی است که چگونه یک موضوع تبدیل به اولویت اول می شود و موضوعات دیگر در مرکز توجه قرار نمی گیرند. 

اپوزیسیون در حال حاضر حداکثر استفاده از بحران آب را برای مشروعیت زدایی از نظام حاکم انجام می دهد.

بالاخره بنظر شما مسئله آب بحرانی هست یا نیست؟

اثبات بحرانی بودن مسئله آب در حیطه تخصص جامعه شناسی نیست و مسلماً دانش های دیگری هستند که خیلی بهتر می توانند اظهار نظر کنند. البته اگر به عنوان یک فعال محیط زیست بخواهم در این مورد اظهار نظر کنم می گویم بخشی از بحران آب ریشه در واقعیت دارد و عینی است و قسمتی هم ریشه در برساخت دارد و اجتماعی است.

امروز مسئله فرسایش خاک در کشور بسیار جدی است. شما در نظر بگیرید در بدترین سناریوها بحران آب را می توان در عرض بیست یا سی سال مدیریت کرد، اما برای ساخت هر سانتیمتر خاک، هزاران سال زمان لازم است.

حالا واقعاً کسی می تواند بگوید در کشوری که رکوردار فرسایش خاک در جهان است، بحران فرسایش خاک و بیابان زایی بیشتر در اولویت است یا بحران آب؟ به نظر من اولویت جلوه دادن آب به عنوان مهم ترین بحران، صرفاً بخاطر مشکلات عینی آب نیست، بلکه عوامل اجتماعی و سیاسی نیز در پشت این قضیه وجود دارند.

هم اکنون وضعیت های بحرانی دیگری هم در کشور وجود دارد، مانند جنگل، خاک، زباله و آلودگی هوا، که به دلایل مختلف غیر بحرانی تر از آب پنداشته می شوند.

برای این سوال که "در کشوری که رکوردار فرسایش خاک در جهان است، بحران فرسایش خاک و بیابان زایی بیشتر در اولویت است یا بحران آب؟" پاسخ های اجتماعی وجود دارد و نه علمی !

آیا این نوع پراکندگی دیدگاه، باعث کم توجهی به بحران آب نخواهد شد؟

رویکرد برساخت گرایی در یک حوزه، انکار مشکلات آن حوزه نیست. به عنوان مثال اگر یک بیماری مسری در جامعه شایع شود و درمان های مختلفی از جانب طب سنتی، طب اسلامی، طب مدرن و یا حتی خرافات مطرح شود، یک جامعه شناس از دیدگاه برساخت گرائی، صحت هیچکدام از آنها را تایید یا رد نمی کند، بلکه فقط بررسی می کند که مثلاً طب مدرن چگونه خود را به عنوان تنها گفتمان مشروع درمان آن بیماری مطرح کرده. دیگر اینکه آن بیماری تا حدی که گفته می شود بحرانی هست یا اینکه منافع گروهی از ذی نفعان، در بحرانی جلوه دادن آن بیماری فعال هستند. برای یک جامعه شناس، حتی علمی یا غیرعلمی بودن گفتمان ها ارزش مثبت یا منفی اضافی ایجاد نمی کند. وظیفه جامعه شناس، شناخت عوامل مسلط شدن یک رویکرد یا گفتمان است.


منبع خبر:
https://zistonline.com/news/82435/مساله-آب؛-برساختی-اجتماعی-یا-واقعیتی-گریزناپذیر/do